بخش هفتم_انرژي چيست؟




توانايي انجام دادن كار را انرژي مي گويند. ما براي انجام دادن كارها و يا به حركت در آوردن چيزها به انرژي نياز داريم.




انرژي حركتي :




همه چيزهايي كه حركت مي كنند انرژي دارند. اين انرژي را انرژي حركتي مي ناميم.




انرژي گرمايي:




براي پختن غذا و گرم كردن خانه از انرژي گرمايي استفاده مي كنيم.
خورشيد زمين را گرم مي كند و روشن مي نمايد. پس نور خورشيد انرژي گرمايي و انرژي نوراني دارد.




انرژي صورتي :




صداي هواپيما شيشه پنجره را مي لرزاند. انرژي صوتي صدا شيشه را مي لرزاند.




انرژي الكتريكي :








بسياري از وسايلي كه به كار مي بريم با برق كار مي كنند و حركت، گرما يا نور توليد مي كنند. همه اين وسايل به كمك انرژي الكتريكي كار مي كنند.




انرژي ها به هم تبديل مي شوند :




انرژي ها هميشه به يك شكل نمي مانند و به شكل هاي ديگر تبديل مي شوند. مثلاً چرخ گوشت الكتريكي را به انرژي حركتي تبديل مي كند.




پرسش هاي بخش 7
سوالات تكميلي
در جاي خالي كلمه مناسبي بنويسيد.




1- نور خورشيد انرژي ............. و ............. دارد.
2- براي شنا كردن به انرژي
............... نياز داريم.
3- براي انجام دادن كارها و به حركت در آوردن چيزها به
............. نياز داريم.
4- براي پختن غذا و گرم كردن خانه به انرژي
............... نياز داريم.
5- صداي هواپيما شيشه پنجره را مي لرزاند.
................. شيشه را مي لرزاند.
6- در روشن كردن اتو انرژي الكتريكي به
.................. تبديل مي شود.




سوالات تشريحي
به سؤالات زير پاسخ كامل دهيد :
۱- انرژي را تعريف كنيد؟







۲- در حركت پنكه كدام شكل انرژي به شكل ديگري تبديل مي شود؟







۳- چه چيزهائي انرژي دارند؟







۴- چهار نوع كار كه از انرژي گرمايي استفاده مي شود را نام ببريد.







۵- انرژي الكتريكي چه كارهايي مي تواند انجام دهد؟







۶- در راديو چه انرژي هايي به يكديگر تبديل مي شوند؟







۷- رعد و برق چه انرژي هايي دارد؟





طراحی سؤالات توسط 1- منصور حبیبی آموزگار پایه سوم دبستان ادیب

2- خانم زارعی آموزگار پایه ی سوم دبستان فرهنگیان اسوه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

زندگاني امام رضا(ع)

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

 حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.

پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.

امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.

خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.

از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.

مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 


امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى یعنى حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسى بن جعفر(ع)، یعنى امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى بزرگوار و خردمند به نام (تکتم) یا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد که پدربزرگ ایشان، یعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید.
نام ایشان (على ) است، ولى بر اساس شیوه اى که در میان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. این گونه اسمها را (کنیه) مى نامند. علاوه بر نام و کنیه، گاه عنوان دیگرى نیز به افراد مى دهند که آن را (لقب) مى گویند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است. نامیدن هر فرد به این نامها، یعنى اسم، کنیه و لقب دلیل خاصى دارد. گفته اند که وى را به این جهت (رضا) لقب داده اند که خدا از او راضى است.
دوران کودکى و جوانى امام در مدینه گذشت. اخلاق نیکو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگى هایى بود که امام را مشخص مى ساخت.

شخصیت اخلاقى امام
از خوش اخلاقى امام سخن بسیار گفته اند. در این جا به چند نمونه آن توجّه کن و ببین که امام در برخورد با مردم به چه نکات ریزى دقّت مى کرده است. همه اینها براى ما درس (چگونه زیستن) است:
ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.
ـ سخن هیچ کسى را قطع نکرد.
ـ به نیازمندان بسیار کمک مى فرمود.
ـ با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره مى نشست و غذا مى خورد.
ـ همیشه چهره اى خندان داشت.
ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خندید.
ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور دیگران دراز نمى کرد.
ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمى زد.
ـ به عیادت بیماران مى رفت.
ـ در تشییع جنازه ها شرکت مى جست.
ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایى مى کرد.
ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسید، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخیزند.
ـ به پاکیزگى بدن، موى سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت.
ـ بسیار بردبار و صبور و شکیبا بود.
اینها گوشه اى از اخلاق امام بود. آیا با داشتن این اخلاق و رفتار نباید خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آیا سزاوار نیست که او را (رضا) بنامند؟
آیا کسى که خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست که نام (رضا) براى آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

امام در نگاه شاعران
از همان دوران امام رضا(ع)، شاعران و نویسندگان در وصف بزرگوارى آن حضرت بسیار سروده اند و نوشته اند و هریک به گونه اى آن امام را به نیکى وصف کرده اند. شنیدنى است که شاعرى بود به نام (ابونواس) که در سرودن بسیار توانایى داشت. به او گفتند: تو درباره همه چیز شعر گفته اى ، کوه و دشت و شراب و موسیقى را در اشعار خود ستوده اى ، اما شگفتا که در باره موضوع مهمى مانند شخصیت والاى امام رضا سکوت کرده اى ! در حالى که تو ایشان را خوب مى شناسى و با اخلاق و رفتار و بزرگوارى حضرت آشنایى کامل دارى . ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگى او مانع از انجام این کار شده است، چگونه کسى چون من، درباره شخصیت برجسته اى همچون امام رضا(ع) شعر بسراید؟ آن گاه شعرى گفت که چکیده معنى آن چنین است:
از من نخواهید که او را بستایم، من را توان آن نیست تا انسانى را مدح کنم که جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست
شخصیت معنوى امام
گفتیم که امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نیز برجسته بود. روایتها و داستانهاى بسیارى از این جنبه زندگى امام در کتابهاى تاریخى نقل شده که شنیدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بینیم که امام ما و پیشوایى که او را به رهبرى خود پذیرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ایم، این چنین عبادت مى کند و این گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نیز ناگزیریم که همان شیوه را پیروى کنیم و از همان روش درس بیاموزیم.
در اینجا به چند نمونه از نکاتى که تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى کنیم...
ـ شبها کم مى خوابید و بیشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
ـ بسیارى از روزها را روزه مى گرفت.
ـ سجده هایش بسیار طولانى بود.
ـ قرآن بسیار تلاوت مى کرد.
ـ به نماز اول وقت پایبند بود.
ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

راههایی برای تقویت املا

مقطع ابتدايي زير بناي مقاطع ديگر تحصيلي مي باشد و در مقطع ابتدايي نيز پايه اول اساس پايه هاي ديگر مي باشد و هر چقدر دانش آموزان در اين پايه بهتر آموزش ببينند در پايه هاي ديگر راحت تر هستند و بالعکس ; در پايه اول دو درس رياضي و فارسي ( قرائت فارسي و املاي فارسي کليدي هستند و بيشترين ساعات به اين دو درس اختصاص مي يابد و از بين دو درس ذکر شده درس فارسي از اهميت دو چنداني برخوردار مي باشد. به طوري که بدون يادگيري درس فارسي ، يادگيري دروس ديگر تقريبا غير ممکن مي باشد. چندين بار بود که آموزگار پايه دوم از وضعيت تحصيلي دو دانش آموز ابراز نگراني مي کرد و آنان را در حد دانش آموزان پايه اول هم نمي دانست . از عدم پيشرفت تحصيلي آنان صحبت مي کرد; مدير مدرسه با اولياي دانش آموزان ذکر شده ، مشاوراتي را بعمل آورد . قرار شد آنان به فرندان خود کمک کنند و همگام با معلم درس ها را تکرار و تمرين کنند.بعد از گذشت يک ماه ، متاسفانه پيشرفتي حاصل نشد در جلسه شوراي معلمان وضعيت دانش آموزان مذکورمورد بحث قرار گرفت . پيشنهادهايي ارائه گرديد و بنده را مامور رسيدگي به اين دانش آموزان نمودند ، من هم با بررسي نمرات سال گذشته آنان و مشاوره با والدين و معلم پايه دوم آنان مطالبي را جمع آوري نمودم.

تجزيه و تحليل اطلاعات

پس از مطالعه نمرات و مشاوراتي که با معلم پايه اول ، دوم و والدين اين دانش آموزان صورت گرفت و راه هاي متعددي جهت تقويت املاي آنان مورد بررسي قرار گرفت و خلاصه يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل به شرح زير تدوين گرديد.

برخي از علل ضعف دانش آموزان در درس املا از اين قرار بود :

- بيش از دو سوم حروف الفباي فارسي را نمي شناختند و آن ها را با هم اشتباه مي گرفتند.

- نظر به سن بالاي معلم پايه اول( بيش از 20 سال سابقه تدريس ) و عدم علاقه به تدريس در پايه اول ، در انجام تمرين و تکرار هجاها در سر کلاس کوتاهي شده بود.

- معلم پايه اول علل اصلي ضعف آنان را ، غيبت ها بيش از اندازه دانش آموزان ذکر کردند.

- تحصيلات کم والدين (زير پنجم ابتدايي) و ضعف آگاهي آنها جهت رسيدگي به درس فرزندشان متناسب با نياز آنها، يکي ديگر از علل ضعف دانش آموزان مي باشد.

مراحل آموزش نوشتن داراي پنج مرحله مجزاست :

1- آموزش نوشتن غير فعال ( رونوسي )2- آموزش نوشتن نيمه فعال ( املا )3- آموزش نوشتن فعال پايه يک ( کلمه سازي ) 4- آموزش نوشتن فعال پايه دو( جمله سازي)5- آموزش نوشتن فعال (خلاق )انشا و انواع آن

 با توجه به مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نيمه فعال (املا) است به آموزش املا مي پردازيم. مهارت املا نويسي به معني توانايي جانشين کردن صحيح صورت نوشتاري حروف ، کلمات و جمله ها به جاي صورت آوايي آنهاست. دانش آموزان بايد به اين مهارت دست يابند تا بتوانند به خوبي بين صورت تلفظي کلمه ها و حروف سازنده آن ها پيوند مناسبي برقرار کنند بدين ترتيب زمينه لازم براي پيشرفت آنان در درس هاي جمله نويسي، انشا و به طور کلي مهارت نوشتن بهتر فراهم مي شود، دانش آموزان هنگام نوشتن املا» بايد نکاتي را در باره صداهايي که بوسيله معلم در قالب کلمات و جمله ها بر زبان جاري مي شود رعايت نمايند : الف) صداها را خوب بشنوند ،کلمه را کاملا تشخيص داده و درک کنند. ب) کلمات را خوب تشخيص دهند آنها را به خاطر بياورند و تصوير آنها را مجسم کنند و همچنين کلمه صحيح را در ذهنشان بازشناسي کنند. ج) کلمات را درست بنويسند ، حروف سازنده کلمه را صحيح بنويسند و کلمه را به درستي بازنويسي کنند واز توالي حروف به صورت مناسب استفاده کنند .

اشکالات املائي دانش آموزان که از ديدگاه زبان شناختي بر اثر اشکالات رسم الخطي ، تاثير لهجه و گويش محلي دانش آموزان و فرايندهاي آوايي حذف ، تبديل ، افزايش و قلب به وجود مي آيند از ديدگاه روان شناختي از موارد زير سرچشمه مي گيرند : الف) ضعف در حساسيت شنوايي ، مثال : ژاله - جاله ، ب) ضعف در حافظه شنوايي ، مثال جا انداختن کلمات ، ج) ضعف در حافظه ديداري ، مثال حيله - هيله ، د) ضعف در حافظه توالي ديداري ، مثال مادر - مارد 5) قرينه نويسي ، مثال ديد ،و) وارونه نويسي ، مثال ديد ،ز) عدم دقت ، مثال : گندم - کندم ،ح)نارسا نويسي ، مثال رستم - رسم

روش تدريس املا

املا يعني نوشتن مطلبي که ديگري بگويد يا بخواند . درس املا در برنامه آموزشي دوره ابتدايي اين اهداف را در بر مي گيرد: 1- آموزش صورت صحيح نوشتاري کلمه ها و جمله هاي زبان فارسي 2- تشخيص اشکالات املايي دانش آموزان و رفع آنها 3 -تمرين آموخته هاي نوشتاري دانش آموزان در رونويسي.بديهي است با نوشتاري که با غلط هاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه بخوبي برقرار نميشود. بنابراين ، لزوم توجه به اين درس کاملا روشن است علاوه بر اهداف فوق ، املا نويسي ، دانش آموزان را ياري مي کند تا مهارت هاي خود را در اين زمينه ها تقويت نمايند: 1- گوش دادن با دقت ، 2- تمرکز و توجه داشتن به گفتار گوينده ( معلم ) ، 3- آمادگي لازم براي گذر از رونويسي (نوشتن غيرفعال ) جمله نويسي و انشا (نوشتن فعال)

 نکات برجسته روش آموزش املاي فارسي :

1 -توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن، 2- انعطاف پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه املا ،3- توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله هاي زباني، 4- ارتباط زنجير وار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون

 معيارهاي ارزشيابي
عناصر ديگر روش آموزش املا، را به اين صورت هم ميتوان مرحله بندي کرد :

گام اول، انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته سياه و خواندن آن

گام دوم ، قرائت املاتوسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم ، تصحيح گروهي املاها و تهيه فهرست خطاهاي املايي

گام چهارم ، تمرينات متنوع با توجه به اولويت بندي اشکالات املايي استخراج شده.

انتخاب متن : در انتخاب متن املابه موارد زير توجه شود : 1- متن مورد نظر حاوي جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهايي خودداري شود. 2- کلمات سازنده جملات متن از حروفي تشکيل شده باشند که قبلا تدريس شده اند. 3- کلمات خارج از متن کتاب هاي درسي ، از 20 درصد کل کلمات بيشتر نباشد.4- علاوه بر جملات موجود در کتاب هاي درسي ، با استفاده از کلمات خوانده شده ، جملات ديگري هم در نظر گرفته شوند . 5- در هر جلسه از کلماتي که در جلسات قبلي براي دانش آموزان مشکل بوده اند نيز استفاده شود تا بتوان درجه پيشرفت شاگردان را اندازه گيري کرد.

قرائت:معلم متن املا را از روي تابلو پاک کرده ، پس از آماده شدن دانش آموزان ، آن را با صدايي بلند و لحني شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت مي کند . البته هنگام قرائت متن املااز خواندن کلمه به کلمه خودداري کرده ، متن را به صورت گروههاي اسمي و فعلي يا جمله کامل قرائت مي کند تا دانش آموزان با بافت جمله و معناي آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار مي کند تا کند نويسان هم ، اشکالات خود را بر طرف نماند .

تصحيح گروهي : اين گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام مي شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسي و مشکلات را استخراج مي کند . به اين ترتيب که معلم املاي اولين دانش آموز را در دست مي گيرد و به کمک دانش آموز کلمات ياد شده را رونويسي مي کند. سپس املاي دومين ، سومين و تا آخرين دانش آموز کلاس را در دست مي گيرد و به کمک همان دانش آموز يا دانش آموز ديگري ، صورت صحيح غلط هاي املايي را روي تابلو ثبت مي کند . البته هر جا که غلط ها تکراري بودند جلوي اولين مورد آن يک علامت ( مثلا ) مي زند . در پايان با شمردن غلط ها ، اشکالات املايي دانش آموزان را اولويت بندي مي کند .

تمرينات متنوع : در اين گام معلم با توجه به مهمترين و پر تعداد ترين اشکالات املايي دانش آموزان با بکار گيري انواع تمرينات حرف نويسي و کلمه نويسي و همچنين تمرينات کلمه سازي و جمله سازي به تقويت توان نوشتاري دانش آموزان مي پردازد .

راههاي پيشنهادي براي تقويت املايي دانش آموزان ضعیف 

با مطالعه اطلاعات جمع آوري شده در جلسه شوراي معلمان جهت تقويت املا با پيشنهادات متعدد همکاران مواجه شديم ، اين پيشنهادات از اين قرار بود : 1- دقت به مشق ( رونويسي ) و تصحيح غلط ها و رعايت خط زمينه 2- توجه به دست ورزي در دوره آمادگي 3- مطمئن شدن از شناخت حروف الفباي فارسي 4- بررسي دقيق تکليف شب در خانه 5- توجه بيشتر به دانش آموزان کند نويس 6 - پرهيز از حرکات اضافي موقع گفتن املا 7- استفاده از دانش آموزان ممتاز براي روخواني و تکرار و تمرين در کلاس 8- توجه به نوع نشستن 9- استفاده از کارت تند خواني 10 -ترکيب صامت و مصوت 11 -اطمينان از تلفظ صحيح حروفات توسط دانش آموزان 12- تصحيح املاتوسط خود دانش آموزان

 خوشبختانه بعد از بيست جلسه دانش آموزان مشکل دار ، طوري پيشرفت کردند که معلم پايه دوم باورش نمي شد که اين دانش آموزان ، همان دانش آموزان بيست روز پيش هستند . شرکت در بحث هاي کلاس ، پيشرفت در سايردروس نتيجه تقويت دانش آموزان در درس املا بود . جهت تشويق دانش آموزاني که پيشرفت حاصل نموده اند مدير مدرسه جوايزي را به آنان داد . اولياي دانش آموزان هم خيلي خوشحال بودند و حتي يکي از اوليا که بيسواد بود تصميم گرفت که کلاس فشرده اي هم براي او جهت سواد آموزي بصورت خصوصي در نظر گرفته شود.

 نتيجه گيري
اگر معلمان درس املا را همان طور که جدي مي گيرند روش تدريس آن را نيز مطابق با روش تدريس هاي ارائه شده در کتاب هاي مراکز تربيت معلم تدريس کنند، به نظر مي رسد دانش آموزان مشکلي در اين درس نخواهند داشت. گروههاي درسي نقش عمده اي در آشنايي و يادآوري روش تدريس املا را برعهده دارند. تا زماني که دانش آموزان در مهارت خواندن پيشرفت نکرده اند صحبت از املاو املا گفتن بي مفهوم خواهد بود. انتخاب معلمان پايه اول از بين معلمان فعال و پر انرژي کمک موثري به تقويت املادانش آموزان مي کند. هر چه تعداد شاگردان يک کلاس مخصوصا پايه اول کمتر باشد معلم مربوطه وقت بيشتري براي رسيدگي به دانش آموزان ضعيف در املاخواهد داشت. کمک گرفتن از اوليا فقط براي تکرار و تمرين بيشتر مي تواند در تقويت املاموثرباشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 4 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

نقش زن در ارتقاء معنوي جامعه

 

 

زنان و بانوان از اركان اساسي جوامع بشري اند و عالي ترين نقش سازنده را با عناوين همسر و مادر در دواير زيستي انساني دارا مي باشند و بدين خاطر است كه اگر بانوان در جامعه اي سالم و با كمال و عفت پيشه باشند و از انحرافات بنيان برانداز بدور باشند ،‌آن جامعه در كمال سلامت اخلاقي و سعادت انساني خواهد بود . بنابراين بي جهت نيست كه دين جاوداني اسلام كه دربردارنده تمامي نيازهاي بشر مترقي تا پايان قرون تكاملي انسان است اهميت زيادي به اين قشر بزرگ و مهم جامعه داده است.

در اين نوشتار سعي بر اين است تا با بيان مقدماتي از ديدگاه نسبت به زن و جايگاه مادي و معنوي او در جوامع بشري از ديروز تا امروز به نقش و جايگاه زن در عرصه فعاليتهاي معنوي و تأثير آن بر نسل آينده بپردازيم .

امروزه تبليغات وسيع فرهنگي فاسد غرب عليه اسلام ناب محمدي(ص) و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران سبب گرديده تا جوانان با اشكال مختلف تهاجم فرهنگي بيگانگان مواجه شوند كه از جمله آنها مي توان به مواد مخدر، قرصهاي روان گردان ، فيلم ها و cd هاي مبتذل و پخش برنامه هاي متعدد تلويزيوني از طريق ماهواره ، سايتهاي اينترنتي با مضامين خلاف عفت عمومي و استفاده جوانان از لباسهاي محرك و بدن نما و نا متعارف در جامعه ايران اشاره كرد كه برخي در اثر جهل و ناداني و آشنا نبودن با فرهنگ غني اسلامي ايراني و تعداد نادري در اثر عناد با اسلام و به جهت به فساد كشاندن جوانان ايران زمين و جلوگيري از پيشرفت و تعالي آنان دست به استفاده و ترويج و گسترش اينگونه حربه هاي فرهنگي در جامعه مي زنند.

در ميان اين هجمه هاي فرهنگي از زنان به عنوان ملعبه اي براي دستيابي به مقاصد شوم خود بهره هاي فراواني برده اند و آنان را در جهت رسيدن به خواسته هاي خود استثمار قرارداده و به نوعي از آنان استفاده ابزاري نموده اند . بانوان بايد با آگاهي بيشتر با اين گونه بهره كشي هاي فرهنگي مبارزه نمايند.

حال با توجه به آنچه راجع به موقعيت زن امروز گفته شد بهتر است براي روشن تر شدن مطلب نگاهي به زندگي زنان قبل از اسلام و در ساير جوامع و اديان كه برخي از اين جوامع امروز خود را مظهر تمدن و حقوق بشر مي دانند بيندازيم و ببينيم كه آيا واقعاً به زعم آنان اسلام زن را محصور و محدود كرده است ؟  يا اينكه شخصيت انساني و اجتماعي زن را در جايگاه واقعي خود قرارداده است ؟

مظلوميت زنان در جهان قبل از اسلام به دو دوره مي توان تقسيم كرد :

1.       دوره وحشيگري : كه در اين دوران با زن در منتهاي خشونت رفتار مي شد و شأن انساني وي را زير پا مي گذاشتند .

2.    دروه تمدنهاي يونان، مصر، روم و ايران : كه در اين دوران در اثر اديان توحيدي براي زن جايگاه انساني قائل بودند اما حقوق اجتماعي براي وي قائل نبودند و او را از هر حيث تابع مرد مي دانستند .

 

جايگاه اجتماعي زن در اروپا

زن در يونان جز كالاهاي تجارتي در بازارها خريد و فروش مي شد و بعد از وفات شوه حق زندگي نداشت . در خانواده هاي رم قبل از ميلاد ، دختران و زنان براي هميشه در آن وقت كنيز و بدبخت بودند و مانند اشيا و حيوانات مورد خريد و فروش واقع مي گشتند و نه ارث مي بردند و نه مي توانستند مالك چيزي بشوند.

زن در استراليا و اقيانوسيه

در جزيره تاسماني مادراني كه بايد از نكته نظر احساسات مادري و غرايز فطري براي بچه هاي خود پناهگاه باشند ، به خاطر فقر و تنگدستي و از ترس گرسنگي به دستور پدر سنگدل ، دختران خود را اعدام مي كردند و براي ارضاي غريزه مادري به تربيت بچه سگ و گربه مي پرداختند .

در استراليا نيز به خريد و فروش گله و گوسفندان بيشتر اهميت داده مي شد تا به خريد و فروش بردگان زن و دختر ؛ زيرا مي‌گفتند گوسفندان داري پشم و شير هستند كه از آن مي توان پوشاك و خوراك تهيه نمود ولي از دختر كاري ساخته نيست. همچنين در اين كشور زنان به مثابه حيوانات اهلي بودند و در مسافرتها بايد حمل تمام اثاثيه خانه و بچه توسط زنان و روي كول آنان انجام مي گرفت و در مواقع قحطي و گرسنگي زنان را مي كشتند و گوشت آنها را مي خوردند و چه بسا از اوقات كه زنان مريض مي شدند و شوهران آنها را خفه مي كردند تا اين كه در مرگ آنها تسريع شود.

زن در آفريقا و آسيا

در آفريقا ، اهميت زن و دختر از يك تخم مرغ هم كمتر بود؛ چرا كه اگر سبد تخم مرغ از دست دختر يا زن آفريقايي مي افتاد و تخم مرغهاي آن مي شكست ،‌ او را به اعدام محكوم و مي كشتند .

گاهي در مجالس ميهماني از گوشت دختران استفاده مي كردند و گوشت آنها را كباب نموده و نزد ميهمان به عنوان تعارف مي‌آوردند.

قبايل وحشي هندوستان دختران خود را مي كشتند و مهارجه هاي آنها چنين معتقد بودند كه داشتن دختر آنهم بدون شوهر مايه ننگ است و شوهر دادن آنها نيز عار و ننگ ديگر ؛ پس چه بهتر كه اين ننگ از ميان برداشته شود .

در عربستان نيز همانطور كه مي دانيد دختران را زنده به گور مي كردند و اعراب گاهي زن ميت را جزو اموال و دارايي او به حساب مي آوردند، و به صورت سهم الارث او را تصاحب مي كردند .

زن در ايران

 دختري را كه به سن 15 سالگي مي رسيد بايد شوهر مي دانند و اين كار بايد حتماً با رضايت پدر و يا سرپرست خانواده انجام مي شد و اين درحالي بود كه سن ازدواج پسران 20 سالگي بود.و دختري كه ازدواج مي كرد از پدر خود ارث نمي‌برد.

در ژاپن نيز مرد در داخل خانواده قدرت وسيعي داشت و مي توانست فرزندان خود را بر اثر برخي جرائم منجمله بي عفتي به قتل برساند و يا آنها را به بردگي و روسپي گري بفروشد .در چين نيز مشابه چنين شرايطي بر خانواده ها حاكم بود با اين تفاوت كه در آنجا اگر در مواقع سختي زندگي دختري به خانواده اضافه مي شد نوزاد بي گناه را به دور مي انداختند تا در سرماي شب بميرد و يا خوراك گرازها شود.

درتمدن بين النهرين و بابل نيز بنا به نوشته هردوت ، هر سال دوشيزگاني را كه به سن زناشويي رسيده بودند به عنوان كالا با بهاي متفاوت در معرض فروش مي گذاشتند.

زن در اديان مختلف

در دين تحريف شده يهود تولد دختر ننگ آور بود و هر زني كه دختر مي آورد از15 تا 70 روز نجس محسوب مي شد. همچنين در مجامع عيسوي ايتاليا و اسپانيا پس از بحث زياد معتقد شدند كه در ميان زنان دنيا فقط حضرت مريم (س) انسان بوده و داراي روح جاويد ؛ ولي بقيه زنان داراي صفت انساني نبوده و برزخ مابين انسان و حيوان محسوب مي گردند.

در برابر تمام اين بي عدالتي ها و تبعيض ها و ظلم ها ، اين اسلام بود كه به زن شخصيت و مقام داد . در قرآن مجيد خلقت زن و مرد در يك رديف قرار داده شده و زن را يكي از اركان مهم جوامع انساني به حساب آورده است و براي نحوه سلوك و رفتار وي در جامعه آثار سرنوشت سازي برشمرده است .

خلاصه مطلب اينكه زن در نزد اقوام و اديان و ملل سابق هيچ ارزش و اعتباري نداشته و بدترين ظلم ها و جنايات را نسبت به وي روا مي داشته اند . اما ببينيم در جامعه امروز آيا اين مسئله حل شده و يا شكل آن تغيير يافته است ؟

در جهان امروز و در غرب كه خود را پايه گذار حقوق بشر و تساوي حقوق زن و مرد در جامعه مي داند نيز ظلم به زنان كمتر از گذشته نيست و تنها تفاوت در اين است كه با نام تساوي حقوق زنان تحت تسلط خود درآورده اند و با عنوان تساوي حقوق به مقاصد خود مي رسند كه نمونه آن را در استفاده از زنان در مشاغل سخت و با حداقل دستمزد، استفاده از آنها در كاباره ها ، دانسينگ ها ، فيلم هاي مستهجن ، تبليغات محصولات و بر روي جلد مجلات و ... براي دستيابي ارباب زر و زور به سود هاي كلان و هنگفت مي توانيم مشاهده نمائيم.

قوانين اسلامي و تعالي جايگاه زن

اسلام وظيفه مهمي را بردوش زنان نهاده كه با پوشش و عفت كامل خود، از راههاي انحراف و فساد جلوگيري كنند و براي ترقي و كمال خود و جامعه سعي و تلاش نمايند .

اسلام آموختن علم و دانش و نيل به مدارج عاليه اجتماعي و علمي و فرهنگي و سياسي را بر زنان مجاز دانسته است و پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) با يك جمله زيبا و رسا ، خط بطلاني بر تمامي طرز تفكرهاي جاهلي كشيده و فرموده است :

«طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه» يعني كسب علم و دانش بر همه مسلمانان (چه مرد و چه زن) واجب است.

و نيز همان حضرت دست دختر خود را نه فقط به جهت عواطف پدري بلكه به عنوان ارج نهادن به مقام ارزشمند زن مي‌بوسيدو راه و رسم برخورد با زنان را به همگان مي آموخت .

 

احترام و ارزش زن در جامعه تا حدي است كه به فرموده رهبر فقيد انقلاب «از دامان زن، مرد به معراج مي رود.»يعني زناني با عنوان مادر هستند كه مي توانند افرادي چون خميني ، مطهري ، رجائي ، بهشتي، صياد شيرازي،كشوري ، شيرودي و امثالهم را پرورش دهند كه سرنوشت تاريخ به دست آنها تغيير كند . و اينگونه مادران به واقع مصداق حديث شريف منقول از حضرت رسول اكرم (ص) است كه : «بهشت زير پاي مادران است .»؛ در مقابل مادراني هم بوده اند كه انسانهاي فاسد و خونريز و سفاكي به جامعه تحويل داده اند .

همانطور كه مطلع هستيد خانواده كوچكترين ركن سازنده اجتماع است و اگر خانواده سالم باشد مسلماً جامعه نيز رو به صلاح و ترقي مي رود . از اين رو است كه اسلام براي كار زن در منزل ارج و منزلت فراوان قائل شده است و اين بدين خاطر است كه اگر كانون گرم خانواده توسط مادر و زن به محيطي آرام و با محبت و دور از اضطراب و دلهره تبديل شود زمينه را براي رشد و تربيت جسمي ، تربيتي ، فكري و معنوي كودكان كه آينده سازان مملكت هستند فراهم مي سازد و همانا كودكاني كه در چنين خانواده هايي پرورش يافته اند از آرامش روحي برخوردار بوده و در تعامل با سايرين دچار برخورد هاي زننده و زشت و به دور از اخلاق و تربيت اسلامي نمي‌شوند و انسانهايي كه آينده را خواهند ساخت افرادي با تعادل رواني در برخورد هاي اجتماعي مي‌باشند.

يكي از صفات زنان شايسته مسلمان عفت و پاكدامني است كه اين خود عامل مهمي در عدم ايجاد برخي اختلافات زناشويي در زندگي مشترك مي باشد .در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است :

«زن صالح از طلا و نقره باارزش تر است.»

اين حديث شريف ارزش زن در امور معنوي را به طور اجمال بيان مي دارد . زيرا اگر در راه تربيت فرزند و امور ديگري كه برعهده اوست قدمهاي مثبتي بردارد مي تواند انسانهاي بزرگي را پرورش دهد كه سبب دگرگوني عالم را فراهم آورند .

 

منابع:

آنچه يك زن بايد بداند ،نوشته اسدا... محمدي نيا

بانوان نمونه ، نوشته سيد مهدي شمس الدين

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
 
شخصيت و نقش فعال زن در زندگي از ديدگاه قرآن

فرهنگی که بر جامعه عرب عصر نزول حاکم بود فرهنگی به غایت منحط بوده، بویژه زن که چنان زبون شمرده می شد که در زندگی اجتماعی ارزشی برای وی، جز آن که بازیچه مردباشد نمی دیدند. هیچ بهره ای از میراث و حق رأی نداشت و حسابی برای او باز نمی کرد. سپس اسلام آمد؛ دستان وی را گرفت و او را تا سر حد جایگاه انسانی والایش و همپایه مرد در عرصه بلند انسانیت بالا برد، و برای او در همه عرصه های زندگی ارزش قائل شد، و با این کار سخت با آداب عرب جاهلی درگیر شد. با این همه اینک گفته می شود که اسلام در خوار شمردن شأن زن، از عادات و رسوم جاهلی تأثیر پذیرفته است. این نوشتار نگاهی است گذرا به جایگاه ارزشمند زن که در پرتو تلاشهای اسلام بدان دست یافته است.
زن و منزلت او در قرآن

قرآن می فرماید: «للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن». مردان را از آنچه به دست آورده اند بهره ای است، و زنان را از آنچه به دست آورده اند بهره ای.
«و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف» بقره/ 228 برای زنان است برابر آنچه بر ایشان است به نیکی.
آيا راه بازشناسى طبيعت زن و عقل و ايمان وى, متون دينى هستند, يا مطالعه عناصر هويت درونى وى از طريق واقعيت زنده در روند حركت وجودى او, و يا در سطح گستردگى نگاه او به افقهاى علمى, يعنى انديشه با تمامى ژرفا و گستره آن, و در سرشت نگرش او نسبت به اشياى پيرامونش در ارتباط با رأى و نظر درباره امور, و در چگونگى پايبندى درونى اش به عقيده اسلامى در مسير ارتباط با ايمان به خدا و پيامبران و كتابها و آيين هاى خدايى, و التزامِ بيرونى او در راستاى كوشش و رنج و مراقبت در قلمرو تقواى معنوى و فكرى در همه اين موارد; و در توانايى او در رويارويى با مبارزه جويى ها در عرصه كشمكش هاى فكرى در ساحت دعوت اسلامى, و يا در مواجهه با معضلات واقعى در ميدان جهاد.
ما بر آنيم كه مطالعه درست و ژرف در واقعيت انسانى زن به عنوان حقيقتى همانند با واقعيتِ انسانى مرد, بهترين راه براى رسيدن به نتايج متعادل است. سپس, بر اين پايه وارد عرصه فهم متون مى شويم تا حقيقت شرايطى كه زن در چنبره آن حركت مى كند و ديدگاهى را كه از آن آغاز مى كند بشناسيم. شايد اينجا نشانه هايى بيابيم كه با تصرف در ظاهر متن, تفسير ديگرى از آن عرضه كنند كه با واقعيت خارجى اختلافى نداشته باشد, و يا نادرستى آن را به دليل ناسازگارى با اصول ثابت عقيده اسلامى; يعنى ضرورت دينى كتاب و سنت بازشناسيم.

مريم(ع) نمونه والاى قرآنى

در پرتو آنچه گفته شد مى نگريم كه در مقام تطبيق و قياس زن و مردى كه در شرايط فرهنگى و اجتماعى و سياسى همسانى مى زيند, دشوار است كه ميان آنهـا تمايزى قايل شويم بدين گونه كه بگوييم آگاهى مرد از مسائل فرهنگى واجتماعى و سياسى بيشتر از آگاهى زن در اين زمينه است, بلكه به عكس; نمونه هاى پرشمارى مى توان يافت كه تفوق زن را بر مرد در وسعت نظر و باريك بينى و عمق آگاهى و روشن بينى, ازحيثِ پاره اى عناصر درونى يا بيرونى مشخص در مواردى خاص به اثبات مى رساند.
واين نكته را در پاره اى از تجارب تاريخى كه شمارى از زنان در آن زيسته اند مى توانيم ملاحظه كنيم, زنانى كه در شرايط متعادل و از طريق شرايطى متناسب با تكون عقلى و فرهنگى و اجتماعى شان توانسته اند بر موقعيت فعال خود در طى موضعگيرى هاى ثابت استوار بر پايه انديشه و ايمان تأكيد ورزند, و اين همان چيزى است كه خداوند در ارتباط با شخصيت مريم و همسر فرعون درباره آن با ما سخن گفته است, و تاريخ درباره شخصيت خديجه كبرى امّ المؤمنين و فاطمه زهرا و زينب (س) با ما در بابِ آن گفت وگو كرده است… نقاطى كه در زندگى اين زنان بزرگ جلوه گر شده است بر آگاهى تام و تمام نسبت به مسائل بزرگى تأكيد مى ورزد كه در زندگى آنان در سطح حركتِ قدرت آگاهى و مسؤوليت و رويارويى با مبارزه جويى هايى كه در سطح گسترده آنان را فراگرفته بود… جريان دارد و گاه نمى توان ميان آنان و مردانى كه در روزگار آنان مى زيستند با هيچ شاخص عقلى يا ايمانى در باب مسائل مشترك ميان آنان جدايى افكند.
اگر پاره اى از مردم سخن از برخى ويژگيهاى غيرعادى شخصيت اين زنان به ميان مى آورند اما ما ويژگيهاى خاصى در آنان نمى بينيم, به جز شرايطى كه امكانات رشد معنوى و عقلى و التزام عملى در سطحى براى ايشان فراهم آورده است كه عناصر شخصيت شان به طور طبيعى در مسئله رشد درونى در آن به تعادل رسيده است, ما نمى توانيم چنين سخنى را به وجود عناصر غيبى شناخته شده اى منسوب بدانيم كه آنان را از سطح زن عادى خارج مى سازد, زيرا چنين مطالبى هيچ گونه اثبات قطعى نمى پذيرد; با توجه به اينكه خداوند سبحان از برگزيدگى برخى زنان از جمله مريم(ع) سخن به ميان آورده است. ازاين جهت كه روحانيتى دارد كه او را از ديگران متمايز مى سازد و در مسير طاعت خدا پويه اى مستقيم دارد و اين قضيه را در پرتو داستان مربوط به ويژگيهاى شخصيت او وقتى كه زكريا كفالتش را بر عهده گرفت و زمانى كه در دوره حمل و ولادت عيسى با دشوارى هايى روبرو شد نقل كرده است.
اگر خداوند اين موضوع را از طريق روحى كه به سوى مريم فرستاده توجيه مى كند اما اين, هيچ گونه حالت غيبى و ماورائى را درباره او به ما نشان نمى دهد, بلكه نمايشگر لطف الهى است در جهت توجيه عملى و اثبات روانى مسئله, بر پايه ممارست و مشغوليت طبيعى مريم به اين كار در اين راستا, از طريق عناصر انسانى شخصيتش كه از نقاط ضعف درونى انسانى خود رنج مى برد, دقيقاً مانند مرد در چنين حالات و وضعيتى. ما دراينجا تفاوتى نمى بينيم ميان مرد و زن, آن گاه كه هر يك از آنها در معرض تجربه دشوارى قرار مى گيرد و در برابر موقعيتى كه جامعه بر او تحميل مى كند, بى آن كه هيچ عذر معقولى داشته باشد كه آن موقعيت را در ارتباط با آنچه ضد ارزش اجتماعى در قلمرو انحراف اخلاقى است از قاعده و قانون مربوط به آن خارج سازد.

حكمرانى زنان

وقتى به مطالعه تاريخ ـ نه از جنبه ايمانى ـ در قصه هاى قرآنى مى پردازيم شخصيت ملكه سبا را در قصه اى كه قرآن براى ما نقل كرده مى بينيم كه به محض رسيدن نامه سليمان به دستش قوم خود را گرد مى آورد تا در باب موضعى كه در برابر تهديد سليمان نسبت به آنان بايد اتخاذ كند و چگونگى جواب نامه او به مشورت بنشينند, شايد متوسل به مشورت شدن او اشاره به خردِ برتر او داشته باشد كه موجبِ امتياز شخصيت او از ديگران مى شود, بدين سان كه او با وجود برخوردارى از موقعيت ملكه جز پس از مشورت خواهى از صاحبنظران قومش رأيى صادر نمى كند. اين در واقع و دقيقاً شأن و مرتبه شخصيت رهبرى سنجيده و مسؤوليت پذير است; همان كه خداوند در سوره نمل از آن سخن گفته است:
(قالت يا أيها الملأ إنّى ألقى إليّ كتاب كريم. إنّه من سليمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحيم. ألاّتعلوا عليّ و أتونى مسلمين. قالت يا أيها الملأ أفتونى فى أمرى ماكنتُ قاطعةً أمراً حتى تشهدون) نمل/29ـ31
بدين گونه ملكه سبا از مردان قومش مى خواهد كه در باب موضعى كه مى بايد در قبال چنين مسئله خطيرى بگيرد (فتواى سياسى) صادر كنند, اما آنها مسئله را به خود او ارجاع مى دهند, به اعتبار اعتمادشان به اعتبار بالاى رأى و عقيده او به عنوان تصميم گيرنده اصلي… اما نقش خود آنان عبارت بود از اجراى اوامر او در قلمرو توان خود و مقاومت شديد در رويارويى با خطرى كه از سوى پادشاهان ديگر متوجه سلطنت او مى شد و نيز موضعگيرى هاى آزادانه در زندگى.
(قالوا نحن أولوا قوة و أولوا بأس شديد و الأمر إليك فانظرى ماذا تأمرين. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة و كذلك يفعلون. و إنّى مرسلة إليه بهديّة فناظرة بم يرجع المرسلون) نمل/33ـ35
گفتند ما صاحبان نيرو و توان استواريم و كار به سوى تو است, پس بنگر كه چه مى فرمايى. گفت همانا شاهان چون به شهرى درآيند آن را تباه سازند و عزيزان آن را خوار گردانند و چنين است رسم ايشان. و من هديه اى به سوى ايشان خواهم فرستاد تا بنگرم فرستادگان چه پاسخى آورند.
رأى عاقلانه سنجيده مبتنى بر محاسبات دقيق او براى حل مشكل به بهترين صورت ـ مشكلى كه قدرت و زور بهترين راه حل آن نيست ـ از طريق تحليل شخصيت سليمان بهترمشخص مى شود; آيا سليمان پادشاهى بود كه هدفش سلطه ظالمانه و غاصبانه اى بود كه هستى و آزادى و حق تصميم ديگران را ناديده مى انگارد و زندگى شان را تباه مى سازد و چونان ديگر پادشاهانى كه چنين ويژگى هايى دارند واقعيت زندگى آنها را به خاك مذلت مى كشاند… در اين صورت بايد مسئله را از جهت راه هاى مسالمت جويانه حل و فصل, و تعيين ميزان قدرت شان و توانايى يا ناتوانى در رويارويى با آنان مورد مطالعه قرار مى داد… يا او رساننده حق يا پيام آور هدايت است و تفاهم با او امكان پذير است تا با او درباره مسائلى كه به سوى آنها فرامى خواند وارد گفت وگو شود.
سرانجام رأى ملكه سبا بر آن قرار گرفت كه براى سليمان ارمغانى بفرستد تا پاسخ خود را به صورتى صلح آميز يا جنگ جويانه, سخت يا سست دريافت كند, اگر او پادشاه باشد امكان دارد كه ارمغان را بويژه اگر قابل توجه باشد بپذيرد و اگر هدفهاى بزرگ ترى فراتر از اينها در سرداشته باشد ممكن است ازاين كار به جوش و خروش آيد, اما اگر او پيام رسان حق باشد از اهداف خود تحت تأثير هيچ چيز مادى حتى اگر بزرگ باشد عدول نخواهد كرد.
ملكه سبا با تصميم قاطع خود در اين مسئله چنين عمل كرد كه نشانگر شخصيت خردمند سنجيده اى است كه پيش ازهرگونه تصميم گيرى دست به محاسبات دقيقى مى زند و به جاى برانگيخته شدن عاطفه و انفعالات نفسانى اش بر پايه مشورت خواهى از عقلش عمل مى كند, بويژه اگر ابزارهايى در اختيار داشته باشد كه چنين كنش پذيرى دشوارى را از طريق نيرو و دلاورى قومش در مسئله اى كه تاج و تخت او را مورد تهديد قرار مى دهد ممكن سازد.
قرآن, زن را در هيئت ملكه سبا چونان انسانى به نمايش مى گذارد كه بر عقل خويش مسلط است و تحت تأثير عاطفه اش قرار نمى گيرد; زيرا مسؤوليتش به او امكان پربار كردن تجربه و تقويت عقلش را داده, تا بدان پايه كه بر مردانى فرمان مى راند كه در وجود او شخصيت نيرومند و عاقل و توانمند بر اداره امور خود ديده اند.
اگر بخواهيم چنين تصورى را به سخن درآوريم به اين نتيجه مى رسيم كه غلبه زن بر عوامل ضعف زنانه اش كه گاه تأثيرى منفى بر چگونگى انديشه و يا اداره موقعيتها مى گذارد امكان پذير است و اشاره به اين دارد كه اين ضعف چندان نيست كه او نتواند گريبان خود را از چنگ آن رها سازد.
بدين گونه ملكه سبا در نهايت سير خود, پس از آن كه از راه معجزه اى كه به اقتضاى آن تخت او به جايگاه سليمان منتقل گرديد, يا از خلال گفت وگويى كه ميان او و سليمان برقرار شد پذيرفت كه وارد صلح با سليمان گردد, مسئله اى كه درواقع دليل جديدى است بر اين پيام در هيئت زنى كه تصميم و تعهد و گرايش او پيرو انديشه اى حسابگرانه است كه بسيارى ازمردان آن را ندارند.

زن, چونان الگوى قدرت

پيش از آن كه از ارائه نمونه ها فاصله بگيريم ناگزيريم در كنار شخصيت همسر فرعون درنگى داشته باشيم; شخصيتى كه در ستيغ جاه و جلال و نعمت مى زيست اما بر همه آنان شوريد, زيرا ـ از منظر ايمانى اش ـ نمى توانست چنين زندگى استكبارآميز لهوآلودِ سركشانه اى را پذيرا باشد; آكنده به ثروت و منيّت و عصيان و بر كنار از رنجهاى مستضعفان و گرسنگى گرسنگان و درآغشته به تمرّد از امر خدا و دور از موقعيتهاى نيكى در حيات آدميان, دوست مى داشت با ايمانش و در قلمرو انسانيتش زندگى كند, اما هيچ فرصتى براى انجام چنين كارى نمى يافت, زيرا همسرش تمامى زندگى پيرامون او را از هر آنچه غير انسانى است; از قبيل ستم به مستضعفان سرزمينش پركرده بود. بدين سان اين زن با خدا ناله سر كرد تا از مقاومت روحى و عقلى اش در برابر چيزهايى كه در پيرامونش قرار داشتند حكايت كند و ازخداوند بخواهد كه موضع عملى او را در تصميم بزرگش تقويت كند, تا خانه اى براى او در بهشت بنا كند تا در رؤياهاى مؤمنانه اش, هرگاه نقاط ضعف بر احساسات او هجوم مى بردند تا موضع و موقعيت او را متزلزل كنند, او را نظاره كند…. و تا او را از فرعون و كارهاى او رهايى بخشد كه ديگر تاب تحمل شخصيت مغشوش و كارهاى استكبارآميز وى را نداشت, و تا از چنگ قوم ظالمى كه فرعون را احاطه كرده بودند تا به او نزديك شوند و پايه هاى ستمش را استوار نمايند و چونان ستمگرانى خُرد در قلمرو خدمت ستمگرى كلان جولان دهند, نجات يابد.
بدين گونه خداوند او را براى مردان و زنان با ايمان مثل مى زند, تا در نيروى ايمانى و انسانى شوريده بر سلطان ظالم با وجود همه لذائذ و فريبندگى هايش نمونه ترين الگو باشد, چنان كه مريم را ـ پس از وى ـ در صفات اخلاقى در بالاترين سطح مثل مى زند به عنوان نمونه اى برتر در تصديق سخنان پروردگارش و كتابهاى او و در فروتنى خاكسارانه اش براى خدا در تمام زندگى, تا آنجا كه زندگى اش يكسره به نماز تبديل شد, چونان كه خداوند فرمود:
(و ضرب الله مثلاً للذين آمنوا امرأة فرعون إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتاً فى الجنة… و نجّنى من القوم الظالمين. و مريم ابنة عمران التى أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدّقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين) تحريم/11ـ12
ما مى دانيم كه درنظر داشتن زن مؤمن نيرومند به مثابه اسوه و نمونه زنده براى مردان و زنان مؤمن به روشنى مى رساند كه قرآن, توانايى زن را به عنوان انسان نيرومندى كه از همه لغزشگاه ها پرهيز مى كند و بر تمامى تمايلات ضعف آميز خود مى شورد به رسميت مى شناسد… و نشان مى دهد كه زن در سطح نمونه برتر مى تواند الگوى مردان نيز باشد… چنان كه از حيث موقعيت انسانى مشترك, آن گاه كه درباره شمارى از اين نمونه هاى قرآنى يا برخى نامهاى تاريخى اسلام كه زنان قهرمان را مجسم مى دارند… سخن به ميان مى آوريم, زنانى را مى بينيم كه در جامعه خود با توجه به نيروها و مواهب و موقعيت هايى كه در اختيار دارند, تفوق و برجستگى خويش را به نمايش مى گذارند… در واقع نيروى انسانى زن, وى را در فرا رفتن ازنقاط ضعفش مدد مى رساند تا براى رسيدن به مراتب بالاتر, آنها را به نقاط قوت بدل سازد.
در قرون اخير و در قرن حاضر, مى بينيم كه تجربه انسانى در حوزه علم و فرهنگ و حركت سياسى و اجتماعى شمار فراوانى از اين گونه زنان را به ما معرفى مى كند كه قدرت زن را بر چالش و ثبات قدم و ابتكار او را در قلمروهاى گونه گون عمومى و خصوصى مى رساند… و در واقع اشاره دارد به نوعى تعادل در نيروهاى انسانى در شرايط مشترك ميان زن و مرد.
اين, تصوير واقعيتِ زنده اى است كه مرد و زن در متن انسانى آن مى زيند و اشاره دارد به اينكه اختلافِ جنسى موجود در طبيعت انسانى, مانع همگونى مرد و زن در نيروى فكرى و اراده محكم و تجربه و تمرين علمى با فراهم بودن زمينه هاى قدرت و تعادل و نوآورى نمى گردد.
اما نظرگاه اسلام دراين باب چيست؟ آيا اسلام ديدگاهى منفى به زن دارد به گونه اى كه او را انسانى فرض مى كند كه از نظر عقل و ايمان و حركت حياتى در مرتبه پايين تر از مرد قرار دارد, و آيا اين نظر كه گاه جزء ذهنيت عمومى مسلمانان و پاره اى از دانشمندان و متفكران اسلامى شده است با ديدگاه قرآنى توافق دارد, يا در نگاه دقيق, با آن هيچ توافقى ندارد؟ اين چيزى است كه مـا در اين نوشته مى خواهيم به آن بپردازيم.

تصوير زن در قرآن

پيش از ورود به اين بحث, ناگزيريم به طور مستقيم بر نقطه با اهميتى تأكيد كنيم و آن اين است كه ما در پى رويكرد تأويلى به انگيزه تأويل متن قرآن و احاديث به سود چنين نتيجه گيرى نظرى در مطالعه واقعيت, برپايه هماهنگ كردن تجربه بشرى با محتواى اين متون نيستيم, همانند پاره اى ديدگاه ها كه در پى سازگار نشان دادن ديدگاه هاى اسلامى در قانون گذارى و تحولات علم در روند بيرونى اش هستند… زيرا ما به اين شيوه هماهنگ سازى باور نداريم كه از ابتدا گرايش به ايده عصرى كردن اسلام دارد, بدين گونه كه آن را پيرو متغيرهاى ناشى از سلطه انديشه اى معين يا نيرويى مشخص نسبت به حركت انسان در روزگارى دور از حقايق و اصالتهاى واقعى آن مى داند.
مسئله ـ از نظر ما ـ راه يافتن به حقايق اسلامى است كه متون قرآن و نبوى ثابت دربردارند از خلال عناصر روشنِ پنهان در ظواهر متون, و اين چيزى است كه باورهاى اسلامى در ارتباط با انديشه اى كه به آن پايبنديم و شريعتى كه در دايره آن حركت مى كنيم تأكيد مى ورزند… آن گاه كه به مطالعه عناصر بنيادين زندگى مى نشينيم در واقع اين كار را از طريق باور به اينكه اسلام از حقايق روى نمى گرداند, بلكه بر آنها تأكيد مى نهد و در قانونگذارى خود بر بنياد هماهنگى با آن حركت مى كند, بدين گونه كه ما را وا مى دارد تا متونى را كه ظاهرى بر خلاف اين مسئله دارند مورد مطالعه مجدّد قرار دهيم تا تلاش كنيم پرده از پاره اى از عناصر پنهانى برداريم كه به فهم اين مطلب به صورت ديگرى مى انجامد, بدين منظور كه به مثابه نشانه اى درون متنى باشند بر اراده خلاف ظاهر. اين همان چيزى است كه ما مى خواهيم در سخن از كشف نظريه حقيقى اسلام درباره زن از جهت انسانيت كمال يافته اش و در مقام مسؤوليتش در برابر خداوند مطرح كنيم.
اينك پرسش اين است: آيا درقرآن چيزى هست كه با نگرش به عناصر مشترك موجود در شخصيت زن و مرد به عنوان عنـاصر شخصيت اصيل انسـانى مخـالف باشد؟
دراين مورد بر نقاطى انگشت نهاده شده كه اينك به آنها مى پردازيم:
1. وجود تشريعاتى در قرآن كه چنان ايهام دارد كه زن نصف مرد است; مثلاً در باب ارث خداوند مى فرمايد:
(يوصيكم الله فى أولادكم للذكر مثل حظّ الأنثيين…)نساء/11
و درباره شهادت دادن خداوند مى فرمايد:
(فإن لم يكونا رجلين فرجل و امرأتان ممّن ترضون من الشهداء أن تضلّ إحداهما فتذكّر إحداهما الأخرى)بقره/282
برابر پاره اى از متون دينى كم بهره گى زنان از آيه نخست و نقص عقل آنان از آيه دوم استفاده شده است. چنان كه دراين سياق با تعبير نقصان ايمان زنان نيز به جهت محروم بودن از نماز و روزه در ايام حيض به دليل تحريم اين دو عبادت بر آنها مواجه مى شويم.
2. قوّام بودن مرد نسبت به زن گاه موهم اين معنى است كه سطح زن از مرد پايين تر است, و اين نكته از آيه ذيل استفاده شده است:
(الرجال قوّامون على النساء بمافضّل الله بعضهم على بعض و بما أنفقوا من أموالهم…)نساء/34
و از آيه ذيل به صراحت اين معنى استفاده شده است:
(و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف و للرجال عليهنّ درجة…)بقره/228
در اينجا برتر بودن مرد را از زن مى بينيم; بدين گونه كه مرتبه مرد را به لحاظ ارزش گذارى بر زن ترجيح مى دهد.
3. از آيه (أ و من ينشّأ فى الحلية و هو فى الخصام غيرمبين…)(زخرف/18) استفاده مى شود كه نگاه قرآن به زن براين فرض استوار است كه او انسانى است آماده براى آراسته شدن در هاله اى از زيورها جهت فرونشاندن شهوت مرد و اسيرعناصر ضعف نهفته در شخصيتش كه او را از ورود قدرتمندانه به قلمرو كشمكش هاى زندگى مانع مى گردد.

كاستى زن نسبت به مرد

درباره احكام مربوط به اين مسئله ملاحظاتى به نظر مى رسد:
تشريع هاى سه گانه يادشده دلالت بر فروتربودن شأن و رتبه انسانى زن نمى كند, نهايت چيزى كه از آن استفاده مى شود, روند طبيعى توزيع ثروت است بر اساس مسؤوليتهايى كه ورثه در قانونگذارى اقتصادى اسلام برعهده دارند. بدين گونه كه مسؤوليت پرداخت هزينه زندگى زناشويى را علاوه بر مهر بر عهده مرد گذاشته و اين چيزى است كه جهت برقرارى توازن ميان مرد و زن مقرر شده است…
اين همان چيزى است كه در برخى موارد ديگر نيز ملاحظه مى كنيم, مواردى كه سهم فرزندان از پدر و مادر بيشتر مى شود, اما اساساً نمى توان از آن چنين استنباط كرد كه در قانونگذارى اسلام, ارزش انسانى فرزندان بيشتر از پدر و مادر است.
در مورد شهادت نيز آيه مزبور تعليلى است جهت احتياط در عدالت, زيرا تمايل عاطفى اى كه گاه در زن نيرومندتر از مرد است… موجب انحراف از حق در مقام شهادت مى شود, زيرا از نظر اسلام در اينجا موضع, موضع رايزنى و يادآورى يكى نسبت به ديگرى است… تا حق در محيط تعادل آميز آگاهى به مسئله بر پاى ايستد, و شايد يادآورى يك زن نسبت به زن ديگر اشاره اى باشد به اينكه زن ديگر به لحاظ بينش متعادل و موزون مى تواند شهادت دهد, بى آن كه عنصر زنانه به طور مطلق منفى تلقى گردد, بلكه بر سخت گيرى در حقوق حمل مى شود, كه دقيقاً مثل ضميمه كردن يك مرد به مرد ديگر است در بينه كه در آن بايد دو مرد عادل شهادت دهند, و اين موجب نمى شود چنين استنباط كنيم كه يك مرد در مقام شهادت از جهت سرشت عقلى يا انسانى ناقص است.
در پرتو آنچه گفته شد نمى توانيم تعبير روايت شده از امام على(ع) در نهج البلاغه را برخاسته از عمق نظر آن حضرت در باب زن در دايره تأكيد بر نقصان انسانيت وى از حيث حظّ و عقل و ايمان معنى كنيم; بلكه بايد آن را تابع پاره اى شرايط و فضاهاى ويژه دانست كه گونه اى تعبير اشارى را موجب گرديده است, يا آن را ناشى از واقعيتى فرض كنيم كه زن در دايره آن به صورتى عام زيسته و از طريق جهل و عقب ماندگى تاريخى اى كه در زمينه تربيت و شايستگى اش براى زندگى اجتماعى در قياس با مرد, بر او تحميل شده است… چيزى كه حركت وى را به دور از ناتوانى هاى ذاتى طبيعى از جهت دستاوردهاى منفى نسبت به شكوفايى شخصيت او در مسائل زندگى محكوم روش تربيتى او مى سازد.
و اما در باب مسئله نقصان ايمان بايد گفت كه ما آن را تعبيرى تصور نمى كنيم كه به شكلى الفاظ آن بر معانى حقيقى دلالت كند, زيرا مسئله اين است كه محروميت وى از نمازخواندن و روزه گرفتن در واقع تخفيفى درحق زن در جهت هماهنگى با حالت بدنى ناهمساز با پاكى است كه عبادت آن را اقتضا دارد. دقيقاً مانند مسئله قصر در نماز و افطار در سفر, كه تخفيفى است درحق مسافر, از آن جهت كه عبادت به نوعى ثبات و استقرار نياز دارد كه طبعاً در سفر وجود ندارد.
گاهى پاره اى از زنان مؤمن, در چنين حالتى طورى روحيه عبادت را در اخلاص به خدا با روى باز زنده نگه مى دارند كه گويى تمنا دارند كاش قانون الهى, نماز و روزه را بر آنها مباح كرده بود, در اين حال رو به دعا و تسبيح و تهليل و تحميد و تكبير و مانند آن مى آوردند كه به ياد خدا مى انجامد, و بسا بتوان از استحباب نشستن زن حايض در محل نمازش در اوقات نماز چنين استنباط كرد كه مسئله, مسئله نقص در ايمان به عنوان آگاهى روحى و به لحاظ عقيدتى و شعورى نيست, بلكه گونه اى طراحى حركت آدمى است در قلمرو عبادت از جنبه مادى و جسمى با توجه به شرايط ويژه اش, بدين گونه كه قانون اسلامى چنين مى پسندد كه زن در فضايى حركت كند كه عبادت در قالب تأمّل و ذكر و دعا جانشينى باشد براى عبادتى چون نماز, چنان كه تشريع قضاى روزه در غير اوقات رمضان, دلالت دارد بر اينكه در عمق خود نشانگر هيچ نوع حرمانى نيست, بلكه نوعى سازماندهى است براى اوقات روزه بر پايه شرايط درونى آدمى.

قواميّت مرد

و اما درباره نكته دوم, بايد بگوييم كه گونه اى از گونه هاى سازماندهى زندگى زناشويى است كه مرد را متصدى شؤون زن كرده است از طريق مسؤوليت مالى وى در برابر خانواده و از خلال پاره اى ويژگى هاى درونى كه مرد را از زن در سطحى متمايز مى دارد كه قدرت وى را در رويارويى با موقعيتها بيشتر مى كند; در دايره خصوصيات زندگى خانوادگى يا نيازهاى درونى ويژه. و ضرورتى ندارد كه مسئله با توجه به عناصر طبيعى شخصيتش از جهت امكانات ويژه به اختلاف مرتبت انسانى زن در قياس با مقام انسانى مرد از حيث عقل و حكمت و بصيرت و آگاهى به امور منجر گردد.
اگر پاره اى از مردم قواميّت موجود در آيه را شامل همه امور عام چون حكومت و قضاوت و نظاير آنها بدانند, اما ما معتقديم كه آيه چنين مفهومى را نمى رساند, بلكه فضاى عمومى آن به خانواده اشاره دارد و اين نكته از تفريعى استفاده مى شود كه تنها تفريعى جزئى از امرى عام و فراگير نيست, بلكه ـ بر حسب ظهور عرفى ـ تفريعى است در دامنه شمول نسبت به حكم, و اگر چنين نبود سخن از قضاوت و حكومت و جهاد اولويت داشت بر سخن از ايجاد نظام خانوادگى.
اين از يك سو; و از سوى ديگر مراد آيه از قواميّت مرد, نقشى است كه او در برابر زن ايفا مى كند تا مسئله در تمامى جزئيات تطبيقى اش مسئله مرد و زن باشد, و اين چيزى است كه اگر قواميّت در آيه را به موضوع حكومت و قضاوت كه در آنها سيطره بر تمامى مردمى است كه در سايه آنها قرار گرفته اند برگردانيم آن مفهوم را نمى رساند و در فضايى بيرون از فضايى كه آيه بر حسب مدلول لفظى اش نازل شده سير خواهد كرد…
ملاحظه سومى را هم مى توان افزود و آن اين است كه قواميّت در آيه ياد شده از دو نقطه انفاق و تفضيل مرد بر زن سرچشمه گرفته است به لحاظ پاره اى ويژگيها كه دلالت دارد بر اينكه قواميّت اساس هر دو حكم است, و اين با قواميّت در امور عامه تناسبى ندارد, زيرا با انفاق هيچ ارتباطى ندارد, اگر هم تفصيل و برترى دادن مرد بر زن پايه اين تشريع باشد ملاحظه مى كنيم كه قواميّت ـ در قلمرو مدلول آيه ـ هيچ نوع نشانى از فروتر بودن بُعد انسانى زن از بُعد انسانى مرد ارائه نمى دهد, بلكه ويژگى معيّنى را در حوزه مسؤوليت زندگى خانوادگى به نمايش مى گذارد. برگرفته از نوشته ی :

علامه سيد محمد حسين فضل الله و    ترجمه اسماعيل باغستانى
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
کتاب زن در آئینه جلال و جمال، در سه بخش از عظمت و جایگاه زن سخن به میان آورده است. در بخش پایانی هم به شبهاتی که گاهی در این موارد پیش می آید، تحت عنوان حل شبهات و روایات معارض، پاسخ داده شده است.در این کتاب، آیت الله جوادی آملی، به بررسی نقش زن در خانواده و اجتماع از منظر اسلام می پردازد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دین پژوهی ایران، این کتاب مجموعه مباحثی است که به عنوان تفسیر موضوعی برای دانش پژوهان جامعة الزهراء(س)، توسط آیت الله جوادی آملی بیان شده است.

کتاب زن در آئینه جلال و جمال، در سه بخش، از عظمت و جایگاه زن سخن به میان آورده است و در بخش پایانی هم به شبهات مطرح، پاسخ گفته اند.

بخش نخست این کتاب که عنوان زن در قرآن را به خود اختصاص داده است، جایگاه و نقش زنان را از منظر قرآن در خانواده و اجتماع، بررسی می کند.

در این قسمت از کتاب زن در آئینه جلال و جمال بیان شده است که منشأ پیدایش تمامی زنان و مردان یکی است و به همین دلیل همان گونه که مردان می توانند به عالی ترین مرتبۀ کمالات نایل آیند، زنان نیز از این امر مستثنا نیستند و علاوه بر آن عنوان می کند که از نظر قرآن، تفاوتی بین زن و مرد نیست.

در این بخش کتاب زن در آئینه جلال و جمال، با اشاره به آیه 10تا 12 سوره تحریم، به زنان الگو از منظر قرآن پرداخته شده است؛ زنانی همچون مریم، آسیه زن فرعون و ... . ایشان همان گونه که الگوی زنان هستند، الگوی مردان نیز قرار دارند.

لازم به ذکر است که در همین بخش تنها تفاوت زن و مرد، شکل ظاهری آن ها طرح شده است؛ البته برخی معتقدند که علاوه بر تفاوت جسمی زن و مرد، روان آن ها نیز با هم متفاوت است که البته این روان، متفاوت از روح است.

نویسنده در بخش دوم این کتاب که با عنوان زن در عرفان از آن نام برده شده است، عرفان را به دو بخش کلی عرفان نظری و عرفان عملی، تقسیم کرده است.

در عرفان نظری عنوان شده که همه چیز در جهان هستی تجلی گاه آیات خداوند است اما در عرفان عملی، راه های عملی رسیدن به کمال را برای یک زن، شرح می دهد.

در بخش عرفان کتاب زن در آئینه جلال و جمال نکته ای طرح شده است که زنان به دلیل برخورداری از عاطفه و احساس بالا، حرکت در مسیر سلوک الهی و رسیدن به کوی جلال و جمال برایشان هموارتر است.

همچنین در این بخش عنوان شده که از نگاه قرآن، گرچه زن و مرد در ظاهر با هم متفاوتند، اما در حقیقت و پیشگاه خداوند، با یکدیگر تفاوتی ندارند.

بخش سوم این کتاب، زن در برهان، بیشتر روی این نکته تأکید دارد که از نظر فلسفی، و از جهت روحی بین زن و مرد تفاوتی نیست؛ علاوه بر این، از نظر عقلی هم تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد.

در دیگر قسمت های مهم این بخش، از حضور زن در صحنه سیاسی سخن به میان آمده است و برای نمونه به زنانی که در طول تاریخ نقش هایی سیاسی، ایفا کرده اند، اشاره می شود؛ مانند سوده همدانی که به گونه ای با معاویه برخورد می کند که او را در مقابل استدلال های خود تسلیم می کند.

آیت الله جوادی آملی در این بخش از کتاب زن در آئینه جلال و جمال، با انتقاد از کسانی که زن را به این معنی محجوب می خواهند که او را از صحنه های سیاسی و اجتماعی محروم کنند، به این مسأله می پردازد که اگر زن این گونه از امتیازات اجتماعی محروم شود، نمی تواند به شخصیت وجودی خود دست یابد، حال آن که زنان می توانند به لحاظ اجتماعی و سیاسی، استعدادهای درونی خود را ظاهر سازند.

در این بخش عنوان شده است که باید شرایط رشد و کمال زنان هم، همانند مردان فراهم شود؛ چرا که اگر در هر شرایطی، زمینه های رشد فراهم باشد، زنان می توانند همپای مردان به کمالات برسند.

در بخش چهارم و پایانی این کتاب، که عنوان حل شبهات و روایات معارض به خود گرفته است، به حل منطقی روایات متشابهی که احیاناً شبهه هایی را در این زمینه به بار آورده، پرداخته شده است.

در این بخش با اشاره مجدد به انتقاد آیت الله جوادی آملی از کسانی که با تعریف خاصی از محجوب بودن زن به معنای این که زن باید خودش در حجاب و نامش تنها در کتاب باشد، تا عظمت او ظهور کند، بیان شده است که هنر این است که زن از قدرت های سیاسی و اجتماعی برخوردار باشد و در پیشگاه خداوند، خضوع کند.

در صفحه 298 بخش پایانی کتاب زن در آئینه جلال و جمال، سخنی از آیت الله جوادی آملی وجود دارد که ایشان می گویند، اگر کارهایی که زنان ابوذر گونه در طول تاریخ، جنگ ها، و صحنه های سیاسی اسلام، ده ها بار گفته می شد و به صورت فیلم های تبلیغی در می آمد و کتاب هایی در این زمینه نوشته می شد، مشخص می شد که زن ها در پیشبرد مسائل نظامی در صدر اسلام، همچون ابوذر و مالک اشتر، در صحنه بوده اند. برگرفته از نوشته های ملاعباسی
برچسب‌ها: نقش زن
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
تبیین نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی
حضور استوار زنان را در صحنه‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در مقاومت صبورانه آنها دربرابر فشارها و آزارهای رژیم شاه بر خود و خانواده‌های آنان می‌‌توان دید. نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی حائز چنان اهمیتی است که به عنوان یکی از ویژگی‌های انقلاب شمرده شده است. حضرت امام (ره) به عنوان رهبر نهضت با درایت خویش متوجه این موضوع شده و نه تنها زنان را به مشارکت در انقلاب دعوت نمودند، بلکه شرکت آنان را در مراسم انقلابی واجب و لازم شمردند و حتی موافقت پدر یا شوهر را نیز لازم ندانستند؛ اگر چه با وجود تلاشهای گسترده‌ای که در جهت بی‌تفاوت کردن مردم و ایجاد روحیه خودمداری و عافیت‌طلبی، با هدف دور کردن آنها ازفعالیت‌های حق طلبانه علیه رژیم شاهنشاهی انجام می‌شد، بردباری زنان متعهد مسلمان در برابر انبوه خطرات و مشکلات و ترغیب همسران و فرزندانشان به مبارزه و همکاری، عامل موثری در تداوم روند رو به تکامل انقلاب بود. رژیم طاغوت، مبارزان مسلمان را در زندانها حبس و شکنجه می‌کرد، به خانه‌هایشان یورش می‌برد و حتی گاه برای اقرار و آزار متهمان، همسر و فرزندان آنها را در برابر دیدگانشان شکنجه می‌کرد، اما هیچ کدام از این مسائل، سبب ایجاد ضعف در روحیه زنان مسلمان نشد. در واقع اگر صبر این زنان و همکاری و یاری آنان با مردان نبود شاید این مقاومت‌ها ادامه پیدا نمی‌کرد و ریشه‌های سازنده و شکل دهنده انقلاب پا نمی‌‌گرفت. مهم‌‌ترین نکته در پیروزی انقلاب اسلامی، تحول شگرفی است که در نحوه نگرش به جایگاه زنان در جامعه اتفاق افتاد که بی‌شک در پرتو تعالیم عالیه و نورانی اسلام ناب محمدی (ص) حاصل شد. زنانی بودند که از عزیزترین اندوخته‌های خود می‌گذشتند و آنها را تقدیم ایران پایدار نمودند، زنانی که می‌خواستند با دادن مادیات ناچیز خود سهمی در پیروزی انقلاب داشته باشند. اینان مصداق آیه مبارکه قرآن هستند که می‌فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.» ( هرگز به نیکی نمی‌رسید، مگر اینکه از چیزهایی که دوست دارید انفاق کنید.) جنگ در زنان این روحیه را به وجود آورده بود که به کارهایشان جهت و حرکت دهند. آنها همه چیز را در رضایت خدا می‌دیدند و از آسایش و آرامش خود مایه می‌گذاشتند تا بدین وسیله خدمتی به نفع جبهه‌ها و برای خشنودی خدا انجام دهند.
مهمترین فعالیت‌های زنان در این دوره را می‌توان به این شرح برشمرد:
پخش اخبار و توزیع اطلاعیه‌ها؛ انجام اعمال انسان دوستانه و رفع نیازها مثل کمک به مجروحان و پناه دادن به فعالان؛ شرکت در راهپیمایی و تظاهرات خیابانی؛کمک به ساختن موانع در سر راه نیروهای انتظامی؛ فعالیت در جنبش‌های مخفی؛ شرکت در مبارزه نظامی و استفاده از سلاح؛ شرکت در جلسات سیاسی و سخنرانی‌ها و استماع تاریخ جنبش‌های سیاسی.
البته این فعالیت‌ها علاوه بر نقش غیرمستقیم زنان در جریان پیروزی انقلاب می‌باشد و به خاطر همین فعالیت‌هاست که پیر فرزانه انقلاب (ره) می‌فرمایند: «شما زنان دلیر در این پیروزی پیش‌قدم بودید و هستید؛ شما مردان را تشجیع کردید؛ ما همگی مرهون شجاعت‌های شما زنان شیردل هستیم.» یا «زندان‌های شاه از زنان شیردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خیابانی زنان ما بچه‌های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل، به میدان مبارزه آمده‌اند. جلسات سیاسی‌ای که زنان در شهرهای مختلف ایران برپا می‌کنند، کم نیست. آنان نقش بسیار ارزنده‌ای را در مبارزات ما ایفا کرده‌اند.»



نقش زنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی
زنان همراه با ایثار و گذشت نقش موثری در خنثی سازی توطئه دشمنان داشته‌اند و به عنوان پشتوانه موثر و آرام بخش برای جامعه هستند. با پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد تغییرات اساسی در کلیه‌ بخش‌ها از جمله نیروهای نظامی خصوصاً ارتش که اکثر فرماندهان عالی خود را از دست داده بود و خروج مستشاران نظامی غربی خصوصاً آمریکایی، عراق به خیال فتح چند روزه‌ ایران، جنگ ۸ ساله را آغاز نمود، اما با توجه به رشادت‌های جوانان ایرانی در همان ابتدا متوقف و در طول جنگ، متحمل خسارات سنگینی گردید. در این میان سربازان گمنام جنگ را می‌توان زنان نامید. آنان در این دوره با فعالیت‌هایی از قبیل شرکت در بسیج نظامی و اجتماعی، شرکت در ستاد پشتیبانی جنگ و فراهم ساختن کمک‌های مختلف مادی برای رزمندگان، حمایت معنوی از مردان و رزمندگانی که به جبهه اعزام می‌گردیدند و... نقش مهمی را در دوره‌ دفاع مقدس برعهده گرفتند و با ورود به فعالیت‌های جمعی پشتیبانی همچون خیاطی، آشپزی و... برای جبهه‌ها، اعتماد به نفس خویش را برای ورود به عرصه‌ اجتماع افزایش دادند و بر همین اساس معمار کبیر انقلاب (ره) می‌فرمایند: «می‌شود گفت این نهضت را بانوان پیش برده‌اند.» یا در جای دیگری می‌فرمایند: «من وقتی در تلویزیون می‌بینم که این بانوان محترم اشتغال دارند به همراهی کردن و پشتیبانی کردن از لشکر و از قوای مسلح، ارزشی از آنها در دلم احساس می‌کنم که برای کس دیگری نمی‌توانم این طور ارزش قائل بشوم. آنها کارهایی که می‌کنند، یک کارهایی است که دنبالش توقع اینکه یک مقامی داشته باشد یا یک پستی را اشتغال کنند یا یک چیزی از مردم خواهش کنند، هیچ این مسائل نیست، بلکه سربازان گمنامی هستند که در جبهه‌ها باید گفت مشغول به جهاد هستند... و ما باید قدر این نعمت را بدانیم و اقتدا کنیم به این زن‌ها و بانوان و بچه‌های پشت جبهه و آنهایی که در خود شهر‌های مخروبه و نیمه مخروبه حاضرند.»

زندان و شکنجه هزینه و انقلاب دستاورد نقش‌آفرینی زنان
سخن ما این است که رویکرد تغییرطلب زنان نسبت به وضع موجود در دو بعد علمی و عملی، عامل شرکت آنها در انقلاب اسلامی به حساب می¬آید. برای همین می¬توان از این چارچوب مفهومی برای تبیین نقش آفرینی زنان در انقلاب نیز یاری جست.
در حقیقت انقلاب دستاورد نقش¬آفرینی زنانی بود که از سرتکلیف اسلامی با پذیرش زندان و شکنجه خواهان آن بودند، ولی از طرفی دیگر دستاوردهای خاصی که انقلاب برایشان داشت زمینه¬های مناسب و مطلوبی را برای دو بعد نقش¬آفرینی زنان در اجتماع فراهم نمود به طوری که در مبنای فکری اکثر جنبش¬های اسلامی شاهد چنین تعریف قابل قبولی از زن نیستیم که در انقلاب اسلامی ایران مشاهده می¬کنیم؛ درجای جای قانون اساسی ایران -تا جایی که نص صریح وجود نداشته باشد و با لحاظ تفاوت¬های طبیعی-  اصل برابری مرد و زن تصریح شده است. قانون اساسی در اصل ۲۱ بیان می¬دارد که دولت موظف است برای ایجاد زمینه¬های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او تلاش کند.
تلاش حضرت امام نیز طی سال¬های مبارزه و پس از آن، از جایگاه مرجعی بزرگ و رهبری که از موضع احکام دین و تکالیف اسلامی سخن می¬گوید، معرف این شد که بانوان را به صحنه آورد و از قید و بندهای خرافه¬ای و محدودیت¬های خودساخته‌ای که برتلاش اجتماعی نقش¬آفرینی‌شان سد زده بود، رهاند و آنان را به مرحله¬¬ای از رشد و بالندگی رساند. تا آنجا که ایشان درآغاز وصیت¬نامه¬ سیاسی- الهی خویش می¬فرمایند: «ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه¬های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.... و از محرومیت¬هایی که توطئه¬ دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن برآنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی¬اطلاع از مصالح مسلمین به¬وجود آورده بودند، خارج نمودند.»
حضرت امام به مقتضای شناخت همه جانبه و عمیقی که از آموزه¬های دینی دارند، رسالت خود و انقلاب اسلامی را دستیابی زنان به مقام والای انسانی می¬دانند، به گونه¬ای که بتوانند در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند. چنانچه در زمان انقلاب زنان به چنان سطح از نقش¬آفرینی دست می¬یابند که امام می¬فرماید: «این بانوان را کی بسیج کرده که در همه¬ شئون کشور دخالت می¬کنند.... اینها را خدا دعوت کرده است. اینها لبیک برای خدا دارند می¬گویند.»
می¬توانیم در بیانات امام خمینی توجه و تأکید بر هر دو بعد فعالیت علمی و عملی زنان را بیابیم. لذا دستاوردها و برکت¬های انقلاب اسلامی ایران بستر مناسب و مطلوبی برای هر دو بعد عاملیت و مشارکت زنان فراهم آورده است.
بایدها و نبایدها اکنون
با توجه به این فرمایش حضرت امام که :«زنان باید در مقدرات اصلی کشور دخالت کنند.» که یک امر ضروری برای حفظ و تداوم و تثبیت انقلاب است، باید مقدرات اساسی بازشناسی شود تا نقش زنان در مقدرات اساسی تبیین گردد.
رسالت زنان امروز، حضور مستمر و آگاهانه در صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و دفاع و دیده بانی از ارزشهای نظام اسلامی است. این امر ارمغان اندیشه بلند امام می‌باشد. اگر زن مسلمان، دیروز دوشادوش مردان برای اقامه ارزشهای الهی قیام کرده و پس از آن نیز رشادت‌ها داشته، امروزه نیز وظیفه خود می‌داند که با انگیزه الهی خود در صحنه حضور داشته باشد و علاوه بر هر آنچه که بیان شد رسالت تربیت سربازانی تازه نفس را برعهده دارد تا در آینده نیز از ارزشهای این نظام مقدس پاسداری نمایند. در این میان زنان جامعه اسلامی که در جریان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ثابت نمودند موجودیتی وارسته از دنیا خواهی و آراسته به حق جویی دارند عهده دار مسئولیت سنگینی می‌باشند. آنها با فکر و اندیشه می‌توانند در تمامی صحنه‌های جامعه مشارکت فعال داشته و به فعالیت بپردازند و با روشنگری کامل از جهات مناسب و مثمر ثمر مطالبه گر خواسته‌های به حق  خود باشند و از این راه بخشی از زحمات زنان ایثارگر و رنج کشیده در جریان پیروزی انقلاب را پاسخگو باشند.
رهبر معظم انقلابمی فرمایند: «یک نکته دیگر که باید مورد توجه باشد، دفاع اخلاقی و قانونی از زن، به خصوص در داخل خانواده است. دفاع قانونی با اصلاح قوانین و ایجاد قوانین لازم، و دفاع اخلاقی با طرح این مسئله و مواجهه با کسانی که این را درست نمی‌فهمند و زن را در خانه، مستخدم، مورد ستم مرد، بدون تمکن از خودسازی معنوی تلقی می‌کنند و اینگونه هم عمل می‌کنند. با این فکر با قوت و شدت مقابله بشود. البته به شکل کاملاً منطقی و عقلانی؛ دفاع اخلاقی.»
با دقت در همین جملات کوتاه معلوم می‌شود که قانونگذاری برای دفاع از زن در خانواده در اولویت است چون خانواده اصل است، اصلاح برخی قوانین فعلی باید در کنار ایجاد قوانین جدید و مورد نیاز صورت گیرد،قانون برای ضابطه‌مند نمودن رفتارهای افرادی است که چارچوب‌ها را رعایت نمی‌کنند، نه همه کس و همه جا طبق فرمایش ایشان آنچه باید صورت بگیرد صرف قانونگذاری نیست، که با دقت در جریانات قانونگذاری و مصوبات دوره‌های پیشین می‌توان دید که دیدگاه‌های معظم له به درستی اجرایی نشده است.
به نظر می‌رسد با توجه به ضرروت و اهمیت نقش آفرینی زنان در جریان پیشرفت جوامع و و ضرورت وجود روحیه مطالبه‌گری و مبارزه مثبت از جانب زنان مسلمان برای ارتقاء کیفیت زندگی زنان و خانواده در همه سطوح اجتماعی سیاسی، دقت در روند مطالبات زنان طی صد سال اخیر و نقاط ضعف و قوت این مطالبات و همچنین عنایت به الزامات و آفات برنامه‌ریزی مناسب در حوزه‌ زنان و خانواده، علاوه بر در نظر گرفتن حضور مستمر و دقیق خود زنان در کنار تمامی اقدامات تا دستیابی به نقطه مطلوب در جریان هر یک از مطالبات، باید یک نگاه کلان و سیستمی درکلیه‌ فعالیت‌های ناظر به زنان و خانواده در حوزه‌های تقنین، اجرا و نظارت، ابتدا طراحی و سیاستگذاری نموده و سپس حسن اجرای آن مورد بررسی و تدقیق قرار گیرد.

و سخن آخر...
پیرامون دختران جوان ایران اسلامی

دلاوری‌های دختران نام‌آور ایرانی در جریان انقلاب اسلامی فراموش‌نشدنی است، اما شایسته است که دختران جوان امروز هوشیارانه‌تر از گذشته عمل نمایند، چرا که شکل تهاجمی دشمن و طبعا ابزار تهاجم او تغییر یافته است. دشمن با آشنایی از اینکه عامل عمده پیروزیهای ملت مسلمان در عرصه‌های مختلف پیروی از تعالیم عالیه اسلام است تهاجم اصلی خود را متوجه فرهنگ غنی و انسان ساز اسلام نموده و از ترفندها و ابزارهای مختلف برای دلسرد کردن دختران و زنان جوان از تلاش در راستای نقش آفرینی پر ثمر در جریان رو به جلوی انقلاب اسلامی بهره می‌گیرد و در این رویارویی سعی دارد جوانان را مرکز ثقل تبلیغات خود قرار دهد.
دختران جوان ما باید به ‌توانایی‌های خود اهمیت داده و معیارهای ارزشمند جامعه دینی را بشناسند و بکوشند تا حد توان خویش بر پایه آن حرکت کنند و با ارزشمند دانستن مظاهر دینی و نیز حفظ ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی، قدر کشورشان را دانسته و در راه شکوفایی آن حرکت کنند، و با حفظ روحیه خود باوری و امید به تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و کسب تجربه از زنان قهرمان و مبارز نسل انقلاب و جنگ با بهره‌گیری از تفکری پویا و خودسازی دینی به مبارزه علمی و عملی و همچنین تربیت صحیح نسل آینده ادامه دهنده راه زنان قهرمان حماسه ساز و مبارز بپردازند. آنان باید عرصه اصلی مبارزه در ایران اسلامی امروز را خوب بشناسند و پر توان طی مسیر کنند که این‌ها همگی لازمه ایجاد تحولی مثبت و پر ثمر و دستیابی به خواسته‌ها و حقوق شرعی و اساسی زنان و دختران در تمامی عرصه‌ها است که به گفته مقام معظم رهبری: «یکی از بزرگترین خطرات برای هر انسانی - به خصوص نسل جوان - این است که در مقابل حوادث، رویدادها و پدیده‌های جامعه دچار بی فکری و بی تشخیصی بشود.... زندگی بدون مبارزه، زندگی راکد، زندگی ساکن ، زندگی بی تحرک و زندگییی که جوشش اراده و عزم انسانی در آن نباشد ، زندگی مطلوبی نیست و انسان را به آرمان های انسانی و اسلامی نمی‌رساند... دختران و پسران جوان باید خودشان را بسازند. یک ملت اگر بخواهد راه رشد و کمال و پیشرفت را طی بکند، باید از لحاظ ایمان فکری، به جای محکمی متکی باشد، دشمن روی دختران و پسران جوان سرمایه گذاری‌های زیادی می‌کند. عده‌ای را به بی‌تفاوتی می‌کشاند و عده‌ای را دلسرد و مایوس می‌کند.... جوان امروز نباید به دنبال تقلید باشد دشمنان برای اخلاق و فکر و عقیده و ایمان جوان ما دارند برنامه ریزی می‌کنند. آنها می‌خواهند نسلی که الگوی جوانان فداکار برجسته دنیا شد، به یک نسل بی‌خاصیت تبدیل شود.. »
پرینت گرفته شده از :
http://www.dokhtiran.com/articles/1390_11_12/000358.php
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 3 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
- زنان ، این عناصر فضیلت و ارزشهای الهی دارای بركات زیادی هستند و به عنوان نیمی از جامعه بشریت، همواره بیشترین بار مشكلات را بر دوش می كشند و به نوعی شریك غم
خانواده می باشند.

اسلام برخلاف جوامع و تمدن جاهلی كه زنان را حقیر و ضعیف و دون شمرده و آنان را در خدمت ابتذال و فساد گرفته بود، به زنان، شخصیتی باكرامت و مقامی والا بخشید. این مقام و منزلت، توأم با فداكاری و ایثار، در پرتو انقلاب اسلامی تجلی یافت و عطر شكوفایی این موجود بزرگوار و بافضیلت، جهانیان را به شگفت اورد، تا انجا كه از سوی خبرگزاریها و تحلیل گران، انقلاب اسلامی به «انقلاب چادرها» نام گرفت.

زنان، این عناصر عفاف و نجابت، نه تنها در پیروزی انقلاب اسلامی سهم بزرگی ایفا كردند، بلكه در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و تداوم انقلاب اسلامی حرف نخست را زدند و با حضور در صحنه انقلاب اسلامی، توطئه های دشمنان را در عرصه های گوناگون فرهنگی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... نقش بر اب ساختند.

در این جا با بهره گیری از سخنان گهربار معمار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی، نقش و سهم بزرگ زنان در پیروزی انقلاب، به تصویر كشیده مي شود و تلاش و منزلت این بزرگواران عیان مي گردد.

چهار عنوان «تحول فكری و روحی زنان»، «حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی» ، «انگیزه حضور زنان در انقلاب اسلامی» و «ویژگی زنان انقلابی» محورهای اصلی این بحث می باشد.

1. تحول فكری و روحی زنان

هنر انقلاب اسلامی این بود كه زنان جامعه ما را متحول ساخت و در مسیر اسلام و ارزشهای الهی هدایت كرد و از بی هویتی و بی بند و باری و ابتذال كه سوغات غرب بود، به سوی عزت خواهی، عفاف، درك شخصیت و كمال جویی و تحول فكری و روحی هدایت كرد و از دون مایگی به اوج انسانیت ارتقا بخشید.

زنان مسلمان در انقلاب اسلامی شخصیت و هویت خویش را یافتند و به مقام و منزلت والای خویش پی بردند و بینش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیدا كردند. این تحول فكری و روحی بزرگی كه نصیب زنان شد، موهبت الهی بود كه امام خمینی بارها از ان به بزرگی یاد كرده و ان را افتخار بزرگ ملت ایران دانسته و فرمودند:

«من در جامعه زنها یك جور تحول عجیبی می بینم كه بیشتر از تحولی است كه در مردها پیدا شده (است).»

«خانم‌هایی كه در قبل وضعشان یك نحو دیگری بود، و رژیم انها را به یك مسایل دیگری مشغول كرده بود، متحول شدند به كسانی كه در مقابل رژیم ایستادند.»

«نهضت اسلامی به بركت اسلام چنان تحولی در نفوس زن و مرد به وجود اورده كه ره صد ساله را یك شبه طی نموده است.»

«این یك تحولی بود كه بشر نمی توانست این تحول را درست كند. این تحول الهی بود.»

«این تحول كه در ایران پیدا شد، تحول همه جانبه بود».

یعنی زنان در تمام زمینه های روحی، فكری، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و انگیزه ها و اهداف، الهی شده بودند و می خواستند در صبغه اسلام قرار گیرند و در مسیر حضرت زهرا (س) و زینب كبری (س) قدم بردارند.

زنان مسلمان از حالت بی اعتنایی بیرون آمدند و نسبت به سرنوشت خود و خانواده خویش و اسلام احساس مسوولیت كردند که امام در این باره فرمودند:

«همان زنهایی كه ان وقت كه (اصلا) بی تفاوت بودند راجع به كشور خودشان، راجع به همه چیز، همین ها وارد شدند در میدان و دیدیم كه خوب هم می توانند انجام وظیفه كنند.»

تحول فرهنگی

در این جا باید یادآور شد که در تهاجم فرهنگی غرب زنان را در مسلخ «فروش كالا» و «فساد و فحشا» قربانی كرده و این مركز عطوفت و فضیلت را به گرداب ابتذال كشانده بودند. در طول پنجاه سال سیاه حاكمیت خاندان فاسد پهلوی، زنان مسلمان زیر فشار و یورش فرهنگی استعمار و استكبار دست و پا می زدند. رضاخان این مهره استعماری و استبدادی، خشن ترین شیوه را در اشاعه فرهنگ مبتذل غرب، در قالب كشف حجاب به كار برد.

اسلام و انقلاب آمد و زنان را از این منجلاب فرهنگی نجات داد و انان را به اخلاق اسلامی و حجاب و عفاف و فضیلتها اراسته ساخت و امام خمینی (ره) در این خصوص می فرمایند:

«این اسلام كه در ایران زنده شد، ان خدمتی را كه به بانوان كرده است و خواهد كرد، ارزشش به اندازه ای است كه نمی توانیم ما توصیف كنیم. اگر نبود این انقلاب و نبود این تغییر و تحولی كه در ایران واقع شده بود، بعد از چند سال دیگر اثری از اخلاق اسلامی در ایران نبود.»

همچنین می فرماید:

«اینجانب به زنان پرافتخار ایران، مباهات می كنم كه تحولی ان چنان در انان پیدا شد كه نقش شیطانی بیش از 50 سال كوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی شرافت انان، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاههای تبلیغاتی مزدور را نقش بر اب نمودند و اثبات كردند كه زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهی نشده و با این توطئه های شوم غرب و غرب زدگان اسیب نخواهد پذیرفت.»

«بجز مشتی زنان مرفه طاغوتی و وابستگان ساواكی و سرسپردگان آنان دیگر قشرهای میلیونی زنان متعهد كه اساس ملت مسلمان اند، در دام فریب دلباختگان به غرب نیفتاده و با عمل خود در طول پنجاه سال سیاه، با روی سفید نزد خدا و خلق شجاعانه مقاومت نمودند.»

بنیانگذار انقلاب اسلامی خطاب به روشنفكران مرتجع و دلباختگان بی بند و باری و ولنگاری غرب فرمود:

«آیا زنها در ایران دیگر كنار رفتند به كلی، یا همدوش مردها در كارهای سازنده داخل اند؟ شما می خواهید كه زنهای اینجا هم بی بند و بار باشند، هر جور می خواهند باشند؟ این برخلاف ان تحولی است كه در خود زنها پیدا شده است.»

میل به مبارزه رها ساختن زندگی آرام و بی درد سر و روی آوردن به زندگی پرمخاطره و مبارزه با طاغوت یكی از تحولاتی بود كه خداوند در وجود زنها به وجود اورد. آن ترس و وحشتی كه از طاغوت داشتند، از میان رفت و شجاعت و شهامت جای آن نشست. زنان مسلمان از چكمه پوشان و سرنیزه های گارد شاهنشاهی واهمه ای به دل راه نمی دادند و از زخمی و كشته شدن نمی هراسیدند.

 امام راحل این گونه این تحول را بیان می كند:

«(خداوند) قلبها را از آن وحشت بیرون آورد، از آن وحشتی كه از این رژیم‌ها همه داشتند، از آن وحشت بیرون آورد و به جای آن تصمیم و شجاعت به ایشان داد، به طوری كه زنها، بچه ها و مردها، همه به مبارزه برخاستند. كی سابقه داشت كه زن در مبارزه بیاید مقابل توپ و تانك بایستد؟ این یك تحول روحی بود كه خدای تبارك و تعالی در این ملت تحول را ایجاد فرمود.»

تحول سیاسی بانوان به بركت انقلاب اسلامی و هدایت‌های پیامبرگونه امام خمینی چنان از بینش سیاسی برخوردار شدند كه دشمنان اسلام و انقلاب از گمراه ساختن آنان ناامید و درمانده شدند.

زنان با شناختی كه از ماهیت و ترفندهای دشمنان اسلام پیدا كردند گام در میدان مبارزه و سیاست نهادند و خصم دون را از صحنه بیرون راندند. امام خمینی در دیدار زنان مناطق ساحلی جنوب ایران با اشاره به این تحول بزرگ سیاسی می فرماید:

«در اینكه می بینم گوینده شما بانوان ساحلی، مسایلی را كه مطرح می كند، مسایل روز است، مسایل سیاسی روز است، مسایل اجتماعی روز است، همان طور كه بانوان دیگر در مراكز و در سایر جاهای ایران مسایلی را كه مطرح می كنند، مسایل روز و مسایل سیاسی و اجتماعی است، كه این تحول به بركت این نهضت اسلامی پیدا شده، من امیدوارم كه این تحول باقی بماند.»

و در مورد بانوان محله چهارمردان قم فرمودند:

«بانوان قم و چهارمردان پیشرو نهضت اسلامی بودند. رشد سیاسی خود را اثبات كردند.»

تحول اجتماعی

زنان در انقلاب اسلامی شیفته كمك رسانی به محرومان و مستضعفان بودند و به شوق یاری رساندن به كشاورزان و قشر محروم جامعه و شركت در جهادسازندگی سر از پا نمی شناختند. حضرت امام خمینی فرمود:

«در این جهادسازندگی كه گاهی وقتها می بینم خانمها رفتند و مشغول شدند، خوب، البته از خانم‌ها ساخته نیست كه مثل یك رعیتی، مثل اشخاصی كه ورزیده اند، در امور كار كنند، لكن همان رفتنشان در بین آن رعایا و بین كشاورزان، همان رفتن و اشتغال پیدا كردن، به همان مقداری كه می توانند، این باعث می شود كه قدرت آنها چند مقابل بشود. وقتی آنها ببینند كه از شهرها خانم‌های محصل، خانم‌های محترم آمدند و در دهات مشغول كمك هستند به برادرهای خودشان، قدرت آنها چند مقابل می شود و این یك عمل بسیار ارزشمند است ولو عمل خودش به حسب حجمش كوچك باشد، لكن حجم معنوی خیلی زیاد است.»

2. حضور زنان در صحنه انقلاب اسلامی

حضور پرشور در صحنه انقلاب اسلامی از افتخارات بزرگ زنان مسلمان ایران اسلامی است. آنان در همان روزهای نخستین انقلاب وارد میدان مبارزه شدند و با جهاد خود قدم به قدم، انقلاب اسلامی را یاری كردند. زنان با عزمی استوار علیه طاغوت و استكبار جهانی به صحنه مبارزه امدند و دین خود را نسبت به اسلام و انقلاب به خوبی ادا كردند. امام خمینی خطاب به بانوان فرمود:

«شما خواهران در این نهضت سهم بسزایی داشته اید.»

«شما سهم بزرگی در نهضت اسلامی ما دارید. شما در آتیه برای مملكت ما پشتوانه هستید.»

آن حضرت به این حضور می بالد و افتخار می كند و می فرماید:

«ما باید امروز كه روز زن است به زنان خویش افتخار نماییم. چه افتخاری بالاتر از اینكه زنان بزرگوار ما در مقابل رژیم ستمكار سابق و پس از سركوبی آن، در مقابل ابرقدرت‌ها و وابستگان آنان، در صف اول، ایستادگی و مقاومتی از خود نشان دادند كه در هیچ عصری چنین مقاومتی و چنین شجاعتی از مردان ثبت نشده است.»

پیشگام در انقلاب اسلامی

زنان در انقلاب اسلامی، پیشگام و جلودار نهضت بودند و پیشاپیش مردها در صفوف تظاهرات خیابانی علیه نظام طاغوت حركت می كردند. زنان مسلمان در تمامی نهضتها و حركتهای اسلامی پیش قدم بودند، امام خمینی (ره) درباره پیشگامی زنان می فرماید:

«در مساله تنباكو پیش قدم بودند. در مساله مشروطیت پیش قدم بوده اند و بحمدالله زنها در این جمهوری اسلامی چنانچه در همه مسایلی كه عمومی پیش آمده است، برای ایران پیش قدم بوده اند.»

همچنین امام (ره) باز فرمودند:

«در مملكت ما این طور شد كه بانوان همدوش بلكه جلوتر از مردها از خانه ها بیرون آمدند و در این راه اسلامی زحمت كشیدند و رنج دیدند، جوان دادند، شوهر دادند، برادر دادند، معذلك رنج كشیدند، عمل كردند، پشتیبانی از اسلام كردند و مردها هم به تبع زنها این كار را كردند»

«زنهای محترم متعهد ایران پیشاپیش مردان به میدان رفتند و سد عظیم شاهنشاهی را در هم شكستند و ما و همه مرهون قیام و اقدام آنان هستیم.»

نقش هدایت‌گری و تشویق مردها

زنها در انقلاب اسلامی نقش هدایتگری داشتند و با حضور خویش در صف مقدم تظاهرات، انگیزه قیام و حضور در تظاهرات و مقابله با طاغوت را در مردها و جوانها به وجود آوردند.

این زنان مسلمان و انقلابی احساس برانگیز بودند و الهام بخش، مردان را تشویق كردند و به جوانها جرات و شجاعت بخشیدند و امام خمینی (ره) هم به این موضوع اشاره دارند که:

«ما نهضت خودمان را مدیون زنها می دانیم. مردها به تبع زنها در خیابانها می ریختند. تشویق می كردند زنها مردان را. خودشان در صفهای جلو بودند. و این طور شد که مردهای ایران از مخدرات ایران، از بانوان ایران عبرت گرفتند و تعلیم گرفتند.»

«بانوان عزیز ما اسباب این شدند كه مردها هم جرات و شجاعت پیدا كنند. ما مرهون زحمات شما خانم‌ها هستیم.»

ایثار جان و فرزند

بچه های خردسال در آغوش مادران، با اسلحه دژخیمان شاه پرپر می شدند، و جوانان و نوجوانان در پیش رویشان بر زمین می افتادند و خون سرخ شهیدانشان سنگ فرشهای خیابان را رنگین می ساخت، اما آنان چون زینب كبری (س) تن به رضای خدا داده و پرصلابت و استوار در مقابل ستمگران می ایستادند و با ایثار جان و فرزند و صبر در مصیبتها، احساس رضایت در انجام وظایف خویش داشتند.

امام راحل ایثارگری‌های این قشر از جامعه را این چنین بیان می دارند:

«شما در چه تاریخی چنین دیده اید؟ امروز زنهای شیردل طفل خود را در آغوش كشیده و به میدان مسلسل و تانك دژخیمان رژیم می روند. در كدام تاریخ چنین مردانگی و فداكاری از زنان ثبت شده است؟»

«در تظاهرات خیابانی، زنان ما بچه های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانك و توپ و مسلسل به میدان مبارزه آمده اند.»
 
ایثار مال

زنان در ایثار جان و فرزند در انقلاب پیشقدم بودند. در ایثار مال هم بر مردان سبقت جسته بودند. آنان آنچه ذخیره داشتند و با قناعت جمع كرده بودند، در طبق اخلاص گذاشته، تقدیم مستضعفان و محرومان كردند.

امام (ره) چه زیبا زنان مومن و عفیف را در ایثار مال معرفی می كند و می فرمایند:

«زنان ایران، هم مجاهدات انسانی عظیم كرده اند و هم مجاهدات مالی. این طبقه محترم زنها كه در جنوب تهران و در شهر قم و در سایر شهرها هستند، همین خانم‌های محجبه، همین ها كه مظهر عفاف هستند، در نهضت پیشقدم بودند و در ایثار مال هم پیشقدم. ایثار كردند جواهرات و طلاهایی كه دارند. برای مستضعفین دادند. عمده در این امور آن قصد پاك است.»

و برای همین بود که ایشان فرمودند:

«خداوند شما مومنات را حفظ كند كه در نهضت اسلامی خط كافی داشتید، و الان هم برای مستمندان كمك كردید و كمك‌های شما بسیار باارزش است. كمك‌های بانوان ارزشش چند برابر كمكهای مردان است. خداوند شما را حفظ كند.»

پشتوانه انقلاب و اسلام

چنانچه پیشگامان انقلاب یعنی آنان كه سهم بزرگی در انقلاب داشتند و با ایثار جان و فرزند و مال، گوش به فرمان امام خمینی بوده و در تمامی صحنه های انقلاب اسلامی حضور داشته، این حضور را تداوم بخشند و سستی و بی اعتنایی به خود راه ندهند، یقینا انقلاب اسلامی بیمه خواهد شد.

 بنیانگذار انقلاب اسلامی بارها این مساله را بیان داشته و از زنان به عنوان پشتوانه انقلاب و اسلام یاد كرده و فرمودند:

«ملتی كه بانوانش در صف مقدم برای پیشبرد مقاصد اسلامی هست، آسیب نخواهد دید.»

«شما در آتیه برای مملكت ما پشتوانه هستید من امیدوارم كه باز شما در صف مقدم باشید و این نهضت را به اخر برسانید كه حكومت اسلامی ان شاء الله تاسیس بشود و تمام اقشار ملت، تمام مستضعفین به حقوق حقه خودشان برسند. خداوند شماها را حفظ كند و برای اسلام و مسلمین نگهدارد.»

3. انگیزه حضور زنان در انقلاب اسلامی

زنان و مردان مسلمان در ایران با انگیزه الهی انقلاب كردند. آنان خواستار حكومت اسلامی و احیای اسلام ناب محمدی (ص) و زنده شدن نام قرآن و ائمه اطهار (ع) بودند. از این رو با نام فاطمه زهرا (س) و زینب كبری و امام حسین (ع) به خیابانها می ریختند و تظاهرات راه می انداختند.

عشق به اسلام و قرآن

كسی زنان مسلمان را مجبور نكرده بود كودكانشان را در آغوش گرفته، در مقابل توپ و تانك و مسلسل‌های رژیم طاغوت بایستند. آنان به خاطر مقام و قدرت و ریاست، خود و فرزندانشان را در معرض خطر قرار ندادند، بلكه عشق به اسلام و قرآن و پیشوایان معصوم بود كه آنان را به صحنه كشاند. عشق به فاطمه زهرا (س) و زینب كبری بود كه زنان مسلمان ما را انقلابی كرد. امام راحل انگیزه زنان مسلمان را عشق به اسلام و قران بیان داشته و فرموده اند:

«ملت ما عاشق اسلام بود كه در همه اطراف با دست تهی سینه های خودشان را سپر كردند، جوانهای خودشان را بردند در میدان، زنها و مردها رفتند و مبارزه كردند و پیروز شدند.»

برای همین است که «خانمها برای اینكه یك چیزی مثلا دستشان بیاید یا فرض كنید كه صاحب منصب بشوند، نمیایند بیرون، خودشان و بچه هایشان را به كشتن بدهند. این اسلام و قران است كه خانمها را اورده است بیرون و همدوش مردها بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست كرد.» و «این قدرت ایمان است كه شماها را به خیابانها كشید و بانوان را به خیابانها، و ارزش عمل همین است.»

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

شعار زنان ما در انقلاب اسلامی سه كلمه بود: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. آنان خواستار استقلال بودند و می خواستند زیر سلطه هیچ كشور و قدرتی نباشند و می خواستند آزاد باشند؛ یعنی در سایه اسلام زیست كنند؛ بنده خدا باشند و عبد و ذلیل دیگران نباشند. جمهوری اسلامی یعنی حكومتی بر اساس اسلام ناب محمدی (ص) می خواستند كه اركانش را توحید و عدل الهی تشكیل داده باشد، و ولایت خدا و پیامبر بر آن حاكم گردد. لذا امام امت (ره) فرمود:

«زن و مرد زحمت كشید، به خیابانها ریخت، جورها كشید، خونها داد كه اسلام را زنده نگه دارد، برای اسلام خون داد، برای شهادت داوطلب شد، ... آنكه به او رای داد ملت ما، جمهوری اسلامی بود، اسلام مورد نظر بود.»

باز امام (ره) تاکید می کنند:

«آنكه از سر تا سر كشور فریادش در خیابان و در كوچه ها و در مدارس و در همه جا بلند بود، این بود كه استقلال، ازادی، جمهوری اسلامی. این سه كلمه سر زبان همه بود.»

الگوپذیری از حضرت زهرا (س) و زینب كبری (س)

زنان مسلمان ایران با اقتدا و الگوپذیری از حضرت فاطمه زهرا (س) و دخت بزرگوارش زینب كبری (س) وارد نهضت شدند و در مقابل طاغوت ایستادند و از اسلام و قرآن دفاع كردند. در این خصوص بنیانگذار انقلاب اسلامی فرمود:

«فردا روز زن است ... روز زنی است كه دخترش حضرت زینب (س) در مقابل حكومت‌های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند ... زنی كه در مقابل یك جباری ایستاد كه اگر نفس مردها می كشیدند، همه را می‌كشتند و نترسید و ایستاد و محكوم كرد حكومت را، یزید را محكوم كرد ... زن یك همچو مقامی باید داشته باشد.»

و با همین الگو قرار دادن است که «زنهای عصر ما بحمدالله شبیه به همانها (فاطمه زهرا (س) و زینب كبری (س) هستند. ایستادند در مقابل جبار با مشت گره كرده، بچه ها در اغوششان و به نهضت كمك كردند.»

و «ما مكرر دیدیم كه زنان بزرگواری زینب گونه (علیها سلام الله) فریاد می زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند انچه به دست اورده اند، بالاتر از جنات نعیم است، چه برسد به متاع ناچیز دنیا.»

4. ویژگی زنان انقلابی

زنان مسلمان و انقلابی كه با جهاد در راه خدا، سلطنت 2500 ساله طاغوت را سرنگون كردند و تاریخ را دگرگون ساختند، از منظر حضرت امام خمینی دارای این خصایل ارزنده بودند:

شیردل و شجاع

و چه زیبا امام راحل در این باره فرمودند:

«ما همگی مرهون شجاعتهای شما زنان شیردل هستیم.»

ایشان با قدر شناسی از زنان فرمودند:

«مادران شجاع فرزندان اسلام خاطره جانبازی و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ زنده كردند. در چه تاریخی اینچنین زنانی را سراغ دارید، در چه كشوری؟»

مظهر حجب و عفاف

زنان انقلابی كسانی بودند كه باحجابی كوبنده و عفتی زیبنده وارد صحنه مبارزه شدند و همین برای دشمنان انقلاب اسلامی بیش از هر چیز شكننده و كوبنده بود و بدین خاطر امام (ره) بیان می دارند:

«همین‌ها كه مظهر عفاف هستند، در نهضت پیشقدم بودند.»

مظهر خلوص

زنان مسلمان در انقلاب اسلامی پیش از مردان اخلاص داشتند. از این رو ارزش اعمال آنان نیز بیشتر بود لذا امام (ره) به این موضوع عنایت خاص داشته و فرمودند:

«خواهرهای ما كه در عصر نهضت شركت داشتند، ارزش اعمال آنان بیشتر بود از ارزش اعمال مردها. آنها از پرده های عفاف بیرون آمدند و با پرده عفاف با مردان همصدا شدند و پیروزی را تحصیل كردند و حالا هم با قصد خالص آنچه كه در ایام عمر تهیه كردند، برای مستمندان دادند. این ارزش دارد، متمكنین اگر میلیون‌ها بدهند، به قدر ارزش این نیست.»

از طبقات محروم و جنوب شهرها

زنان انقلابی از طبقات محروم و مستضعف و به اصطلاح جنوب شهری بودند:

«این زنهایی اطراف شهر قم و زن‌های جنوب تهران و زنهای جنوب همه شهرستان‌ها (جنوب به معنای اینكه شما (غرب زده ها) می گویید اینها از طبقه پایین هستند) اینها حقوق بشر را می دانند و عمل می كنند ... شماها چه كرده اید؟ همین زنهای محترم و مردهای عزیز محترم بودند كه از طبقه محروم در ان رژیم بودند، اینها بودند كه توانستند این قدرت شیطانی را بشكنند و این سد را خرد كنند و اینها هستند كه ازاین به بعد باز تكلیف دارند.»

امام راحل به تربیت اسلامی زنان توجه نموده و بدین مضمون فرمودند:

«آنها كه قیام كرده اند، همین زنهای محجوبه جنوب شهر قم و سایر بلاد اسلامی بودند. آنها كه به تربیت آریامهری تربیت شدند، ابدا در این امور دخالت نداشتند. آنها تربیت‌های فاسد شده بودند از تربیت‌های اسلامی آنها را دور نگه داشتند. اینهایی كه تربیت اسلامی داشته اند، خون دادند، كشته دادند، به خیابان‌ها ریختند، نهضت را پیروز كردند.»

برچسب‌ها: نقش زن
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 2 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

بنام خداوند منان

نام و نام خانوادگی : ......................................ارزشیابی مستمر مهرماه 90

جمله نویسی سوم دبستان

1. هر دو کلمه را در یک جمله به کار ببر .

خورشید - خداوند آسمان زمین نعمت نور

1- ................................................................

2- ................................................................

...................................................... ..........................

2. جاهای خالی را با کلمات مناسب ، کامل کن .

( ) امروز کتاب می خوانم . تو امروز کتاب ( ) .

( ) امروز کتاب می خواند. ما امروز کتاب ( ) .

( ) امروز کتاب می خواند . ( )امروز کتاب ( ) .

3. چهاریکلمه ی یک نقطه ای بنویس .

................ ................. ............... . ..........

4. با حروف داده شده ، پنج کلمه ی مناسب بنویس ( حروف می توا نند تکرار شوند) .

د ت ب ا ج پ م ن هـ - و گ ر ــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ

5. نامه ای به خدا بنویس و بگو از خداوند چه می خواهی . ( چهار جمله )

1-.................................................... .

2-................................................. .

3-...................................................... .

4- ...... .................................. .

6. در کلمه های زیر تشدید روی کدام حرف قرار می گیرد؟ مانند نمونه مشخص کن .

موفّق ـــــــــــــ ف

لذت بخش ـــــــــــــــ .......عصبانیت ـــــــــــــــ.......

مربی ــــــــــــ ........

7. این کلمه ها را به چند شکل می توانی بخوانی ؟ با هر شکل آن ها یک جمله بنویس .

شکر : ........................................................................... .

: .......................................................................... .

گل : ..................................................... .

: .................................................... .

8. کلمه های زیر را با « ها » یا «ان » جمع ببندید.

بچّه : ......................گوسفند : .....................

مادربزرگ : ..................

9. هریک از کلمه ها را به جمله ای وصل کن که با آن ارتباط دارد.

قلم مو در آن قند می ریز یم.

ناهار شعر می گوید .

قند ان هنگام ظهر می خوریم .

شاعر یکی از وسایل نقاشی است .

10 . در برابر هر کلمه ، یک کلمه ی مخالف بگذار.

آخر : ــــــــــــــــــروشنایی :ــــــــــــــــــــ

نوشت : ـــــــــــــــــ غمگین: ـــــــــــــــــــ

11.جمله ها را مرتب کن.

خدای مهربان راضی من باشد امیدوارم از

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غذا شدند و شستند بچّه ها آماده خوردن برای

دست ها یشان را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

12. کلمه های مقابل را در جاهای مناسب بنویس . از بود با در را به

نزدیک غروب ........ و آسمان کم کم تاریک می شد. چند نفر .... بچّه ها همراه .... معّلم و ناظم خود ........

نمازخانه ی مدرسه ، سفره ی افطار ........ آماده می کردند . آن روز که یکی ....... روز های ماه مبارک رمضان بود،

قرار بود ........ مدرسه .... همه ی بچّه ها افطاری بدهند.


طراح سؤالات منصور حبیبی از دبستان ادیب شهرستان بافت


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 2 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

1- ستون مهره درکدام قسمت بدن مهر ه داران قرار دارد؟

الف) پشت بدن

ب) دست ها وپاها

ج) گردن

د) همه جای بدن

2- کدام یک از جمله های زیر در مورد ماهی ها درست نیست؟

الف) تخم می گذارند

ب) بدنشان لغزنده است

ج) آب شش دارند

د) برای حرکت کردن بال دارند.

3- جدول زیر را کامل کنید.

گروه

مثال

پرندگان

فلامینگو

--------

----------

پستانداران

------------

-------------

نهنگ

خزندگان

-------------

تمساح

-------------

دو زیستان

-------------

قورباغه

-------------

4- در هر ردیف زیر یکی از جانوران با بقیه هماهنگی ندارند . مانند نمونه آن جانور را مشخص کنید وتفاوت آن رابا سایر جانوران بنویسید.

مار مولک پرستو- فلامینگو - مرغ

مارمولک .چون همگی پرنده اند به جز مارمولک که خزنده است.

لاک پشت قورباغه تمساح - مار


مار خرس اردک - قورباغه


پشه پروانه کرم خاکی - طوطی


5- عقاب به گنجشک مثل فیل است به -------------

الف) طوطی

ب) خرگوش

ج) تمساح

د) سمندر

6-) کدام یک از موارد زیر به حرکت سریع ماهی در آب کمک می کند؟

الف) باله ی دمی ب

) باله ی پشتی

ج) باله ی شکمی

د) باله ی فرد

7)- دو جانور آبی پستاندار نام ببرید. سه پرنده نام ببرید که نمی توانند پرواز کنند.

9-) کدام یک از جانوران زیر ، خزنده نیست؟

الف ) مار

ب) لا ک پشت

ج) سوسمار

د) سمندر

کدام یک از عبارت های زیر در مورد خزندگان درست نیست؟

الف) پوست سخت وفلس دار دارند.

ب) با شش نفس می کشند.

ج) بچه می زایند.

د) خونسرد هستند.

10-) پوست بدن دوزیستان چگونه است ؟

الف) از مو پوشیده شده است.

ب) سخت و خشک است.

ج) لیز و فلس دار است.

د) برهنه و مرطوب است.

11- کدام یک از موارد زیر درباره ی غذای نوزاد قورباغه و قورباغه ی بالغ صحیح است؟

الف) گیاه خوار- گیاه خوار

ب) گوشتخوار- گوشتخوار

ج) گیاه خوار - گوشتخوار

د) گوشتخوار گیاه خوار

12-) کدام یک از موارد زیر از ویژگی های پستانداران است؟

الف)د بدنشان از مو پوشیده شده است.

ب) آب شش دارند.

ج) خونسرد هستند

د) همگی درآب زندگی می کنند.

13)شکل منقار پرندگان چه چیزی را برای ما مشخص میکند؟                                

                           

موفق باشید عزیزانم : حبیبی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 2 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
بسمه تعالی

اهداف دراز مدت آموزشی

از جمله مهمترین اهداف دراز مدت آموزش ابتدایی هماهنگ با اهداف دراز مدت و اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- ایجاد دانش‌پایه، مهارت‌‌ها، نگرش‌‌‌ها و عادات لازم برای كودكان  به منظور تبدیل به شهروندانی خوب و پرورش آنان در راستای اخلاقیات.

2- آماده سازی كودكان  برای زندگی و آموزش در سطوح بالاتر و پرورش آنان در راستای علائق و استعداد‌هایشان.

 اهداف كوتاه مدت آموزشی

از جمله مهمترین اهداف كوتاه مدت آموزش ابتدایی هماهنگ با اهداف دراز مدت و اصول اساسی آموزش ملی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- خلق محیط آموزشی تحقیقاتی،مولد و مؤثر كه به دانش‌آموزان اجازه می‌‌دهد خواسته‌‌‌ها و احساسات خود را بیان كرده،نقاط ضعف و قوت خود و خانواده شان را شناسایی نموده واحساس مسئولیت خود را پرورش دهند.

2- خلق محیط‌های آموزشی و فوق برنامه كه برای دانش‌آموزان ابزار لازم برای پیدا كردن دیدی وسیع و جامع نسبت به دنیا را فراهم كند.

3- تهیه برنامه‌‌‌ها برای این‌كه دانش‌آموزان را از تكنولوژی‌های اطلاعاتی و مسائل اجتماعی و فرهنگی مطلع ساخته و آنان را افرادی چند بعدی و در حال پیشرفت دائمی در مسائل آكادمیك و اجتماعی و انسآن‌‌هایی با شعور بسازد.

4- وادار ساختن كودكان در فراگیری مهارت‌‌هایی كه به آنان توانایی پذیرفته شدن در جامعه و محیط اطراف زندگیشان را می‌‌دهد.

به طوركلی ترمی توان گفت كه هدف اصلی مقطع ابتدایی آموزش دانش و مهارتهای اولیه به كودكان،آموزش راه و رسم شهروند خوب بودن وآماده كردن آنها برای زندگی اجتماعی و مقاطع آموزشی بالاتر با درنظر گرفتن علایق،استعدادها و توانائی های دانش آموزان است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 10 بعد از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
- کدامیک ازکلمه های زیر نیاز به تشدید ندارد؟

الف: مرتب   ب: متحد  ج: صیاد  د: تغییر

2- کدام شاعر بیت زیذر را سروده است ؟

آفرین براوکه با جاروب خود        غصه ها واخم هارابرده بود.

الف: ابوالقاسم حالت ب: محمدجوادمحبت ج: افسانه شعبان نژاد   د: محمدرضا سنگری

3- کدام کلمه بابقیه فرق دارد؟

الف: دروازه بان  ب: مرزبان  ج: باغبان   د: بادبان

4- املای کدام کله باتوجه به معنی آن نادرست است؟

الف : شلوغ= بی نظم   ب: برخواست = بلندشد  ج: رأی = نظر  د: گام = قدم

5= معنی کلمه های آغاز ،گام، رضا بترتیب چیست؟

الف: شروع - قدم - خشنودی ب: خشنودی - نظر - قدم ج : همفکر- قدم - راضی  د: شروع - قدم - ناخشنودی

6- شایسته ترین زن جهان چه نام دارد؟ الف: حضرت زهرا(س)  ب: حضرت خدیجه (س)  ج: آمنه  د: حلیمه

7- کدامیک از مواردزیرجزء خصوصیات پیامبر (ص) بود ؟ الف: با بزرگترها وکودکان مهربان نبود ب :  به غذاهای خوب

اهمیت می داد ج: لباس گران قیمت می پوشید د: همیشه به بزرگترها وکودکان احترام می گذاشت.

8- اگر چندشهروروستا دریک منطقه باشد .......... رابوجود می آورند. الف: شهرستان  ب: استان  ج: بخش د: کشور

9- چرا افراد ایل در چادر زندگی می کنند ؟

الف: خانه ساختن را مشکل می دانند. ب: به آسانی ازجایی به جایی دیگر می توانند بروند. ج: افرادکم درآمدی هستند د: زندگی در چادر را دوست دارند.

10- کدام شهر از نظر مردم کشورهای اسلامی و علما و روحانیت اهمیت بسیاری دارد؟

الف : تهران  ب: اصفهان  ج: شیراز  د: قم

11- شاه چراغ برادر ........... است و ......... نام دارد.

الف : امام رضا (ع) - احمدبن موسی  ب: احمدبن موسی - کاظم ج: علی (ع) - رضا(ع) د: حسن(ع) - رضا(ع)

12- درسال 1341 چه کسی درشهر قم برای پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه را آغاز کرد؟

اتف: آیت الله خامنه ای ب: شهید بهشتی ج: امام خمینی (ره) د: شهیدرجائی

13-دایه ی پیامبر (ص) درزمان کودکی چه کسی بود ؟

الف: حلیمه  ب: آسیه ج: سمیه د: آمنه

14- منظم بودن چه فایده هایی دارد؟

الف: وقت وزمان به هدر نمی رود ب: چیزها گم نمی شود ج: همه جا مرتب ومنظم است  د: همه موارد

15- پیامبر(ص) ........  را به مردم می رساند وانسانهارا به ....... ونیکوکاری دعوت وراهنمایی کرده است .

الف : دستورات خدا - کارهای خوب  ب: کارهای شایسته - دستورات خدا ج: دستورات خدا - نیکی  د: نیکی - فرمان خدا

16- مشاهده کردن به معنی ..... ... است .

الف: نگاه کردن ب: به کار بردن همه ی حواس  ج: استفاده از حس بینایی د: به کاربردن حس بویایی

17- لغزندگی بدن ماهی باعث می شود .

الف : راحت دور بزند  ب: راحت شنا بکند  ج: راحت نفس بکشد  د: باسرعت بیشتری در آب شنا کند

18 - گیاهانی که ریشه ی افشان وگل سه گلبرگی دارند برگهای ......... دارند.

الف: نواری  ب: سوزنی ج: پهن  د: تیغه ای وپهن

19- کدام مورد شباهت بین علت مهاجرت وخواب زمستانی در بعضی از جانوران می باشد ؟

اتف : مبارزه با سرمای شدید ب: برای بدست آوردن غذا ج: بخاطر فرار از دشمن  د: همه موارد درست است.

20- مخروط در گیاهان مخروط دار شبیه .......... در گیاهان گل دار است .

الف: دانه ب: ساقه  ج: برگ  د: میوه

21- نهنگ با کدامیک از جانوران زیر هم گروه است ؟

الف : ماهی ب: کوسه  ج: زرافه  د: لاک پشت

22- مهمترین تفاوت دوزیستان با سایر مهره داران در چیست ؟

الف : تولید نوزاد ب: نوع غذا  ج: حرکت  د: پوشش بدن

23- کدام دانه دو قسمتی نیست ؟

الف : نخود  ب: ماش ج: ذرت  د: لوبیا

24- برای تبدیل بخار آب به آب باید آن را ................. .

الف : گرم کنیم  ب: بجوشانیم  ج: ذوب کنیم  د: سرد کنیم .

25- ریشه کدامیک از گیاهان زیر افشان است ؟

الف : گندم ب: جو  ج: برنج  د: همه ی موارد.

26- ازنظر تولید مثل کدام دسته بندی  درست است ؟

الف: ماهی- قورباغه-لاک پشت- گربه - سگ ب: ماهی- مار - کبوتر-قورباغه-لاک پشت ج: ماهی-قورباغه-مار-کبوتر-سگ  د: ماهی-مار-شیر-کبوتر-لاک پشت

27- کارساقه ی گیاه چیست ؟

الف: آب را اززمین می گیرد ب: برای گیاه غذا می سازد  ج: غذا وآب را از ریشه به برگ و گل می رساند د: موادمعدنی را از خاک می گیرد.

28- قورباغه وفیل به ترتیب چگونه تولید مثل می کنند؟

الف: بچه زا - تخم گذار ب: بچه زا - بچه زا  ج: تخم گذار- تخم گذار  د: تخم گذار - بچه زا

29- انجمادبه معنی ........... است ؟

الف : جامد شدن ب: بخار شدن  ج: مایع شدن ج: گاز شدن

30- چرا جانوران برای خود لانه می سازند ؟

الف: فرار از دشمن  ب: ذخیره کردن غذا ج: نگه داری از بچه ها  د: همه ی موارد


تهیه شده توسط زهرا زارعی سرگروه پایه سوم ابتدائی شهرستان بندرخمیربهمن 88












+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 

ارزشیابی همه دروس پایه سوم ابتدائی شهرستان بندرخمیر نام ونام خانوادگی : آذرماه 88 نمونه سؤالات دروس پایه سوم ابتدائی شهرستان بندرخمیر در آذرماه 88

بارقم های 4«0«3«6 بزرگترین وکوچکترین عددچهار رقمی را نوشته و اختلاف آن ها بدست آورید؟

یک وزنه ی نیم کیلویی با کدامیک از وزنه های زیر برابر است ؟

الف: 250گرمی ب: 500گرمی ج: 50گرمی د: 100گرمی

برای شکل روبرو یک ضرب ویک تقسیم بنویسید؟

جمع وتفریق های زیر را انجام دهید؟ ۸۷۴ ۲۳۲

۲۳۳+ ۱۲۳-

------------- -----------

=5×3 جواب ضرب های زیررا بدست آورید؟ = 7 × 3

=9×2 =4×4

جانوران مهره دار به چند گروه تقسیم می شوند . نام ببرید؟

پستانداران چه شباهت هایی دارند؟

دانه های کاج به وسیله ی ....................... پراکنده می شوند.

کدام دسته از گیاهان زیر گل دار نیستند. ؟

الف: آلبالووگیلاس ب: کاج و سرو ج: کاج وگیلابی

کدامیک ازجانوران زیر گوشت خواراست؟

الف : گورخر ب: زرافه د: پلنگ ج: آهو

آقای هاشمی کارمند اداره ی .................. ودرشهر .............. است.

شغل وبیشتر عشایر چیست ؟

باغداری قالی بافی دامداری

مهمترین قسمت سلول چه نام دارد ؟

مرکز استان های زیر رابنویسد ؟

مرکز استان سیستان وبلوچستان ............... است .

مرکز استان کرمان.................. است.

مرکز استان آذربایجان شرقی ............. است .

مرکز استان چهارمحال بختیاری ......... ..... ..... است.

به جایی که خورشید طلوع می کند ................. وبه جایی که خورشید غروب می کند ..................... می گویند

معنی کلمات داده شده را بنویسید ؟

گام ( ) صمیمی ( ) خاطرات ( ) واقعه ( )

املای کدام کلمه صحیح نیست ؟

حفظ( ) اعتراز ( ) شلوغ ( )

مخالف هرکلمه رابنویسید ؟

سیراب ( .................. ) گرسنه( .................... ) تمیز ( .........................) زشت ( ............................)

کلمه ی زیر را به چند شکل می توان خواند«و نوشت . برای هر شکل جمله بسازید ؟

ده

تهیه وتنظیم توسط : سرگروه آموزشی پایه سوم ابتدائی شهرستان بندرخمیر خانم زهرا زارعی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  | 
سرگروه آموزشی پایه ی سوم ابتدائی شهرستان بندر خمیر

برنامه سالانه گروه های آموزشی دوره عمومی /سرگروه دروس پایه ی سوم ابتدائی شهرستان بندر خمیر درسال تحصیلی 88-89

برنامه

فعالیت

برنامه ریزی

شیوه ارزشیابی

زمان اجرا

بهبود وکیفیت بخشی به فرایند یاددهی - یادگیری

1- جدولی تحت عنوان بودجه بندی سالانه دروس وتحویل آن به

1-- تهیه جدول بوجه بندی سالانه دروس

 

 

نظرسنجی بررسی وبازدید از کلاس ها

از 1/7/88

در طول سال تحصیلی 88-89

گروههای آموزشی

2- اخذ لیست معلمان پایه ی سوم از مسئول آموزش

 

2- تهیه لیست معلمان  پایه سوم

 

3- اجرای طرح مبارزه با بیماری آنفلوانزا نوع(ای) یا خوکی

3- نظم وانظباط واطلاع رسانی برای حفظ سلامت وبهداشت

جسمی وروانی جامعه

 

ارسال نمونه طرح درس وروش های تدریس به مدارس یا راه اندازی وتهیه وبلاگ توسط سرگروه

4- ترویج وآموزش روشهای تدریس نوین و مشارکتی (اجرایی وعملیاتی )از طریق ارسال نمونه روشهای تدریس وطرح درس به مدارس  

4-توسعه روش های نوین تدریس دربین همکاران

 

 

ارزشیابی تحصیلی

5- تهیه نمونه سئوالات استاندارد براساس حیطه های شناختی وتعمیق مفاهیم یادگیری وکاربرد آن در زندگی روزمره

5-ارزیابی از اوراق امتحانی    

 

 

 

6- نظارت بر فرایند تدریس کتب جدید التألیف

6- توجه به آموزش کتاب های جدید التألیف

 

 

برنامه

فعالیت

برنامه ریزی

شیوه ارزشیابی

زمان اجرا

 ازطریق ارزشیلبی از نحوه تدریس واستفاده از طرح درس بین همکاران

7-بازدیداز مدارس وتشویق وترقیب همکاران به تهیه واستفاده از طرح درس وبرگزاری مسابقه ای تحت عنوان طرح درس نویسی

7- تشویق همکاران به استفاده ازطرح درس نویسی

بررسی مستندات

از 1/7/88

8- تهیه بروشر جهت استفاده وتوسعه ارزشیابی مستمر پایانی وتوصیفی

8-توسعه ارزشیابی مناسب با استفاده از نظرات صاحب نظران

9-برگزاری کارگاه آموزشی برای معلمان وفراخوان طرح درس نویسی

9- تغییر روش تدریس معلمان ازروش های سنتی به روش های نوین وفعال  

 

10-برنامه ریزی وبرگزاری مسابقه ی کتابخوانی با محوریت نظریه های یادگیری

10- فراهم آوردن زمینه های مشارکت معلمان دربرنامه ها

 بررسی نمونه سئوالات دریافت شده ورفع اشکالات آنها

11- با استفاده از کتب مورد نظر وطراحی سئوالات نمونه وارسال آن به مدارس وجمع آوری سؤالات طرح شده توسط آموزگاران مدارس

11- توانمند سازی معلمان درجهت تهیه سؤالات استاندارد

 

 

 

13- باایجادوفعال سازی سایت یا وبلاگ جهت گروه درسی پایه سوم

12- ایجاد انگیزه برای فعالیت اثربخش ومطلوب تر وآشنا نمودن همکاران بادانش وعلم روز وجهت دادن به فعالیت های می باشد

 

 

 

13- باایجاد انگیزه ومسابقه ای تحت عنوان تهیه وتولید موادو سی دی آموزشی برای پایه سوم ازطریق همکاران

13- توانمندسازی وشناسایی همکاران موفق ومبتکروبهبودکیفیت شاخص های آموزشی وپرورشی

ازطریق مشاهده بازدید وبررسی فعالیت های آنان

 

 

 

14- ازطریق بازدید وبررسی مشکلات دانش آموزان ونحوه تدریس همکاران ورفع مشکلات احتمالی

14- بررسی وضعیت علمی مدارس

 

 تاتاریخ 29/3/89

15- ازطریق استخراج ومنعکس نمودن نقاط قوت ونقاط قابل تأمل وقابل توجه از بازدیدهای مدارس

15-برنامه ریزی جهت برگزاری دوره های ضمن خدمت برای همکاران وهدفمندکردن این دوره ها براساس نیاز همکاران به آموزش

16- برگزاری جلسات هم اندیشی با معلمان وسرگروه های هرپایه که منجر به یافتن راهکارهای اجرای مناسب برای ارتقای شاخصهای آموزشی می شود

16- ضرورت اجرای طرحهاوبرنامه ها به منظور تحقق اهداف

 

17- ارتقاء نقش شورای مدرسه ها .شورای معلمان از طریق موضوع نقدوبررسی آئین نامه ها ومصوبات آموزشی وشرکت در جلسات آنان

17- شرکت در جلسات آموزشی وشوراهای معلمان مدارس درصورت امکان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نام ونام خانوادگی وامضاء سرگروه دروس پایه سوم ابتدائی : زهرا زارعی جلال آبادی

 نام ونام خانوادگی وامضاء کارشناس تکنولوژی وگروه ها آموزشی: حسن جمشیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط ز-زارعی آموزگار دبستان اسوه شهرستان بافت  |